کودکان مقدمند

کمپین بین المللی در دفاع از حقوق کودکان


 
 
صفحه اصلی
اطلاعیه ها و پیامها
مقالات
اخبار
نشریه
بیانیه حقوق کودک
درباره ما
ارتباط با ما
 

 

کودکان و اعتياد 

 

عبدل گلپريان

19 اوت 2007

 

هفته گذشته فيلم کوتاهي از کودکي تقريبا 4 ساله را در حال استفاده از نوعي از مواد مخدر ديدم. شايد شما هم اين فيلم کوتاه را ديده باشيد. در پروسه نگاه کردن به اين صحنه تا به آخر، آنچه که براي هر کسي که اين ماجرا دلش را بدرد آورده است  اين است که موجي از تنفر و انزجار نسبت به شرايطي که براي کودکان خلق شده است بوجود مي آورد. اين تنها گوشه و صحنه اي از شرايط و موقعيت فرودست کودکان و خانواده هاي آنان است که به تصوير کشيده مي شود. آمار دچار شدن کودکان 4 تا 14 ساله به مواد مخدر، واقعا غير قابل باور و تکاندهنده است. اکنون آمار کودکان در جامعه اعتياد زده، بسيار بيشتر و بالاتر از اين است. در حالي که کودکي 4 ساله پاي بساط مواد مخدر بنشيند، مي توان آمار سرسام آور آن را در ميان سنين 4 تا 14 و 20 ساله را بخوبي تخمين زد. کودکان نيز همانند پدر يا مادر معتاد خويش، بخوبي اسامي تمامي مواد مخدر را مي شناسند. کيفيت و ايجاد حالات هر يک از مواد را در بدن خود حس مي کنند.

شايد براي هر کسي که اين صحنه را ديده باشد اين سئوال سطحي نگرانه مطرح شود که چرا پدر اين کودک با اشتياق و رغبت اين پسر بچه را به کشيدن اين ماده ويرانگر تشويق مي کند؟ و احتمالات، يا حدس و گمانهاي متعددي را برشماردکه شايد پدر اين کودک بخواهد با به اعتياد کشانيدن فرزندچهار ساله اش و براي آينده اعتياد خويش، همسرنوشت مطمئني را پرورده کند. شايد هم بخواهد شريک بي دردسري که بتواند بعدها از طريق او نياز اعتيادش را تامين کند داشته باشد. از کجا معلوم فرزندش باشد؟ واقعا آيا پدري مي تواند با اين رغبت اين طفل معصوم را به چنين سيه روزي و آنهم در اين سن بکشاند؟. تمامي اين احتمالات را مي توان حدس زد اما حرکت از زاويه اين حدس و گمان ها ما را به جايي نمي رساند و بايد به علت و ريشه هاي بنيادي تر اين وقايع پرداخت  که چرا چنين وضعيت و بساطي براي کودکان، پدر و مادرانشان  و علي العموم براي معتادين فراهم و مهيا شده و اصولا ريشه اين درد ويرانگر اجتماعي از کجا مايه مي گيرد، باني و مقصر کيست، راه چاره چيست و  چکار بايد کرد؟.

براي شناخت  ريشه اصلي اين درد احتماعي، لازم نيست به سرزنش کردن پدر اين کودک و هزاران پدر و مادري که به اعتياد دچار شده اند مشغول شويم. روي شناخت ريشه اين پديده که پدران و مادران و خيل بيشماري از انسانها را به اعتياد کشانيده است و  زياد هم غامض و پيچيده نيست بايد انگشت گذاشت.

علل و باني اعتياد

براي بررسي اين پديده، همانند بررسي هر مسئله و معضل اجتماعي ديگر در جامعه ايران و کل جوامع بشري، بايد از سيستم و مناسبات حاکم بر جامعه شروع کرد. آيا اگر پدر اين کودک زندگي متعارف و نرمالي ميداشت، به چنين روزگاري مي افتاد؟ آيا اصولا آدم ها دوست دارند به اعتياد دچار شوند؟ دوست دارند در فقر و نداري زندگي کنند؟ پاسخ به اين سئوالات و دهها مورد ديگر از اين آيا ها منفي است. هيچ انساني دوست ندارد جسم، فکر و روان خود را با استفاده از مواد مخدر، مختل و به نابودي بکشاند، هيچ بني بشري دوست ندارد و حاضر نيست فقر، بيکاري، و معضلات عديده اجتماعي را بپذيرد و بر زندگي اش تحميل کنند. هيچ انساني نمي خواهد و دوست ندارد فرزندش را به تباهي و نابودي سوق دهد. اکثر قريب به اتفاق معتادين از بخش بيکار جامعه هستند. کسي که در اين جامعه شغلي نداشته باشد و يا از کار اخراج شده باشد، يا توانايي جسمي براي تامين زندگي اقتصادي خود و خانواده اش را نداشته باشد، از سر هزار و يک درد روحي و فکري و براي خلاصي از عذاب وجدان خود در عدم تامين نيازمنديهاي زندگي خانواده اش هم که شده، با رجوع به مواد مخدر که از طرف دم و دستگاه حاکم در جامعه ايران به وفور در همه جا يافت مي شود، خود را به فراموشي و براي فرار از درد روحي که سيستم موجود به آنان تحميل کرده است آنرا بعنوان مسکني بر ميگزيند و به آن پناه مي برد.

رژيم جمهوري اسلامي از بدو سر کار آمدنش، سياست گسترش و توضيع مواد مخدر را به راحتي در جامعه رواج داد. آيا کسي هست نداند که انواع مواد مخدر از کجا، چگونه و توسط چه کساني وارد زندانها مي شود؟ آيا کسي هست نداند که چگونه است که اين مواد با ارزانترين قيمت و توسط باندها و شبکه هايي که سرشان به عوامل و دست اندرکاران حکومتي وصل است و در جامعه به فور بفروش ميرسد، باني و رواج دهنده اش کيست؟. اگر از همان کودکان خردسالي که به اعتياد کشانيده شده اند سئوال شود که عامل و باني توضيع و فروش مواد مخدر کيست، سر راست انگشت خود را بطرف رژيم حاکم نشانه مي گيرند.

فقر، بيکاري، توهين و بي حرمتي به انسان در سايه يک حکومت ضد انسان در سايه حکومتي که بدون ضديت با بشر نمي تواند معنا و مفهومي داشته باشد، به امر متعارفي تبديل شده است. در پرتو چنين سيستم و قوانيني که از اين مناسبات حفاظت مي کند، اعتياد زاده ميشود. در سيستم مناسبات رژيم اسلامي توضيع، فروش و گسترش مواد مخدر، جزئي از سياست و برنامه اعلام شده اين نظام است. حکومت اسلامي لازم نيست براي به تباهي کشانيدن ميليونها انسان، راه و روش اين تباهي را با صراحت در قوانينش اعلام کند. عارضه هاي دردناک زندگي ميليونها نفر در آن جامعه، از اعتياد و تن فروشي گرفته تا فقر و فلاکتي که سيماي واقعي زندگي انسانها است، همگي نشان از پايه ها و بنيادهاي انگل وار رژيمي است که بدون ايجاد و تحميل چنين فاجعه اي بر زندگي مردم، معناي ديگري ندارد. کسي نميتواند در پرتو وجود رژيم اسلامي تجسمي از زندگي شاد و خلاق براي کودک را تصور کند. نمي توان از اشتغال براي همه بيکاران تصويري متعارف داشت، بنابر اين، اعتياد، تن فروشي، کودکان کار و خياباني، اعدام و زندان و سنگسار و هزار مصيبت ديگر در زندگي هر لحظه مردم و تحت حاکميت رژيم اسلامي، جزء جدايي ناپذير اين حکومت است. که با موجوديت نکبت بارش عجين شده است. وجود اين فاجعه انساني در جامعه کاملا مترادف با همين نظام حکومتي است و تا رژيم جمهوري اسلامي بر سر کار است، اين فلاکت و سيه روزي نه تنها کاهش يافتني نيست بلکه روز بروز بر شدت و حدت آن افزوده مي شود.

راه حل چيست؟

براي مقابله با پديده اعتياد و ديگر معضلات زندگي مردم که رژيم اسلامي به ارمغان آورده است دو راه حل  را همزمان و در کنار هم ميتوان بکار گرفت.

راه حل ريشه اي و نجات واقعي مردم از ميراث حکومت اسلامي از اعتياد و تمامي بلاها و ديگر فاجعه هايي که به جامعه و مردم تحميل کرده است اين است که بايد اين رژيم را انداخت و سرنگون کرد. با حذف و سرنگون کردن انقلابي اين رژيم سرطان زا توسط مردم و جايگزيني مناسباتي انساني که در آن حرمت و کرامت انسانها سرلوحه برنامه حکومت جديد باشد، که در آن حرمت و حقوق کودک بر هر مصلحت سياسي، اقتصادي و اجتماعي مقدم باشد، اعتياد، تن فروشي، اعدام، بيکاري، فقر و فلاکت از جامعه رخت برخواهد بست. اين همان راهي است که حزب کمونيست کارگري و براي حل ريشه اي زندگي ميليونها انسان در آن مملکت پيش روي خود قرار داده است و سالهاست که براي تحقق اين امر مي کوشد. اين تنها راه حل  موثر و بنيادي براي محو و نابودي جهنمي است که رژيم اسلامي به مردم  تحميل کرده است.

در کنار اين تلاش براي به سرانجام رسانيدن اين راه حل بنيادي و زيرو روکننده، در عين حال و همزمان راه هاي ديگري را هم مي توان بعنوان اقدامات عاجل در دستور گذاشت از جمله اينکه در ميان مردم و در ميان فعالين عرصه هاي اجتماعي و بويژه مدافعين حقوق کودک و سازمانهايي که در اين زمينه فعاليت دارند بايد تلاش شود که با تاسيس و ايجاد مراکز و محلهايي که بتوان در نهايت احساس مسئوليت نسبت به سرنوشت و آينده اين کودکان و بطور کلي حفاظت و مراقبت از معتادين، مراکز و نهادهايي مستقل از دولت را با کمک و مشارکت افکار عمومي که اينگونه فاجعه ها دل آنان را بدرد مي آورد ايجاد کرد و در امر ترک اعتياد آنان قدم بردارند. اين موسسات و نهادهاي فعالان حقوق کودک مي تواند با پشتيباني موج وسيعي از مردم دلسوز و انساندوست، به نهادهاي حکومتي اعمال فشار کنند تا در اين زمينه از بودجه هاي کلاني که متعلق به همين مردم و همين کودکان است و بدون کوچکترين دخالت دولت درآن، به مداوا و بازگرداندن زندگي و روحيه معتادين به موقعيت قبل از اعتياد تلاش ورزند. اين اوضاع نبايد براي هيچکسي قابل تحمل باشد. مردم آزاده و فعالين اجتماعي در داخل کشور در قبال پرپر شدن کودکان معصوم مسئولند. رژيم جمهوري اسلامي نه تنها هيچ گونه مسئوليتي را در قبال معتادين، کودکان و کل معضلات مردم را برعهده ندارد بلکه در طول حيات عمر کثيف و نکبت بار خود کوشيده است تا براي تضمين بقاي خود، زندگي و هستي جامعه را بيش از پيش در باطلاق گنديده خويش فرو برد. اين مسئوليت بر عهده همه ما است که همت کرده ايم جامعه و زندگي کودکانمان را از وجود سرطان رژيم اسلامي نجات دهيم. 

 


Bank giro:5080-2065

post giro:128012-2

www.barnenforst.com

barnenforst@hotmail.com  

0046-70-852 67 16 

www.childrenfirstnow.com  

childrenfirstnow@hotmail.com

+001 416 737 9500 

 

صفحه اصلی  |  درباره ما  |  اخبار  |  ارتباط با ما  |

Copyright © Children First Now Org | Designed by childrenfirstnow@hotmail.com