|
كودكان مقدمند، وضعيت زندگى
كودكان هر روز چه در جهان و بويژه در ايران وخيم تر ميشود،
شما نهادى را ايجاد كرديد براى بهبود زندگى كودكان، اهداف
و فعاليتهاى شما چيست؟
كريم شاه
محمدى،با تشکر و خسته نباشید، سوالهای را که مطرح
کرده اید سوالهای پایه ای هستند، حتمی لازم و ضروری است
به آن پرداخت و من هم قلبا مایل هستم به آنها بپردازم، هر
چه این سوالات اولین بار نیست که مطرح شده است بلکه در
اشکال گوناگون در اطلاعیه ها،قاطعنامه ها از طرف نهاد
کودکان مقدمند و یا فعالین به این سوالها پرداخته شده است،
ولی عمیقتر شدن در مورد این سوالات پایه ای حتمی ما را کمک
خواهد کرد که کارهای را که انجام نداده ایم را انجام بدهیم
و نه فقط این، بلکه فعالیتهای بیشتری را در دستور کار خود
قرار دهیم، کودکان به ما نیاز دارند!
یادم هست دوستی
از من سوال کرد و گفت شما چرا می گوئید وضعیت کودکان
وخیمتر شده است؟ شما با چه معیاری اینرا می سنجید؟ مگر
اینرا نمی بینید علم،صنعت و تکنولوژی چه رشت سرسام آوری
کرده است؟ همین ایرانی که شما صحبتش را می کنید خیلی از
جوانها مبیل دستشان است و یا به کامپیوتر و امکانات
اکترونیکی دسترسی دارند، کشوری مثل سوئد دیگر هیچی ، هر
جوانی اگر دو تا مبیل نداشته باشد حتمی یکی را دارد و در
هر خانه ای اگر دو تا کامپیوتر نباشند حتمی یکی در خانه
اشان هست، پس این کجاش وخیمتر است؟
گفتم دوست عزیز
مرسی از اینکه سوالاتت را یا بهتر می توان گفت اظهار
نظرتان را مطرح کردید، البته در یک محدودۀ کوچک. دوست عزیز
اولا راست می گوئید صنعت و تکنولوژی رشت سرسام آوری کرده
است، رشت سرسام آورتکنولوژی را در همه جا می توان دید، در
بیمارستانها، ادارات دولتی،مدارس، کارخانه ها و غیره، از
این هم بگذربم که این مبیل تلفونها ،کامپیوترها و غیره از
جیب مقروض خانواده ها بیرون می آید، و این رشد سرسام آور
تکنولوژی هم که اسمش را بردیم کاش در جهت رفاه و
نیازمندیهای عموم مردم بود نه به جیب زدن سود ها کلان،
آنهم برای اقلیتی ، ولی من چیزهای دیگری را معیار ارزیابی
قرار می دهم که وضعیت کودکان وخیمتر می دانم، می بینم در
همین سوئد که ،، کشوری کودک دوست هم،، اسم گرفته
است، چه تعرضی به حقوق کودکان شد، حدودا نه سال پیش که
بودجه مدارس را کاهش دادند و نه فقط بودجه مدارس را بلکه
بودجه فعالیتها اجتماعی که برای کودکان در نظر گرفنه شده
است و بیمه های اجتماعی کودکان را تحت عنوان صرفه جوئی یا
ذخیره کردن هم کاهش دادند، یک دفعه دوستمان سوال کرد، مگر
این پولها چه بلائی سرشان آمده؟ مگر این پولها کجا رفتند؟
و چه کسانی اینها را برداشتند؟ گفتم سوال درستی را مطرح
کردید ولی قبل از هر چیز ببینم چه بلائی سر مدارس و دانش
آموزان آوردند. همین کم کردن بودجه موجب شد که تعداد دانش
آموزان در کلاسها بیشتر شود، تعداد معلمها کمتر شود،تعدا
آموزگاران ورزش و متخصصین امور اجتماعی به نصف تقلیل یابد
و فعالیتهای اجتماعی که برای رشت و شادابی کودکان در نظر
گرفته شده بود اینها هم کاهش یابد، ولی از طرف دیگر بودجه
هر چه بیشتری را به مدارس مذهبی تحت عنوان مدارس آزاد
تلخیص دادند و بازار و دوکانی را برای سکتهای مذهبی تحت
نام فرهنگ خودشان باز کرد ه اند و از طرف دیگر حقوق رئیس و
روسا به شدت بالا رفت و اگر کسانی از مدیران مدرسه به هر
دلیلی نمی خواستند کارشان را ادامه دهند تحت عنوان چتر
نجات چند میلیون را تقدیم می کردند و روئسا و صاحبان کارنه
ها و شرکتها هم به جای خود که با در آمد ماهانۀ آنها با
حقوق سالانه من و تو اصلا قابل مقایسه نیست، و دها نمونه
های دیگر را هم که حتمی خودت شاهدش هستید. و اما کشورهای
دیگر از جمله، سومالی، سودان ،افغانستان،فلسطین، عراق،
ایران و غیره چی؟ راستش من توش ما نده ام که بگویم با چه
معیاری درجه وخامت وضعیت کودکان را بسنجم، اگر وضعیت
کودکان را در این کشورهای که
اسمش را بردم با کشوری مثل سوئد مقایسه کنم و ضعیت
کودکان خیلی وخیم است و اگر بنا به توقعاتی که ما از زندگی
بهتر برای کودکان داریم را مقایسه کنم راستش وضعیت کودکان
وخیمتر از وخیم است. آماری را
که یونیسف هر ساله به دست می دهد هر انسانی را به وجد در
می آورد، صف ملیونی کودکان گرسنه، بیشتر و بیشتر می شود،
صف کودکان بی مسکن یا بد مسکن،صف میلیونی کوکان محروم از
بهداشت مناسب و یا از بی امکاناتی درمانی جان می سپارند،
صف میلیونی کودکان خیابانی، صف میلیونی کودکان کار که مورد
استثمار وحشیانه قرار می گیرند، صف میلیونی کودکان محروم
از تحصیل،صف میلیونی کودکانی که به آنها تجاوز می شود،صف
میلیونی کودکانی که از آسایش،تفریح و ورزش محرومند،صف
میلیونی کودکانی که اولین قوربانیان جنگ هستند، صف صدها
کودکانی که در این کشورها به اعدام محکوم می شوند و نهایتا
اعدامشان می کنند و صف میلیونی از کودکان که مورد اذیت و
آزار جسمی و روحی، تحت عنوان رسم و فرهنگ خودشان می شوند و
دها مصیبتهای دیگر که موجب می شود که در هر ثانیه کودکی
جان خود را از دست بدهد. این چه دنیائی است ؟ مقصر کیست؟
بانی این همه رنج و مشقت به کودکان کیست؟ اگر از من می
پرسید، در یک کلام می گویم، هم بانی و هم مقصر این همه
مصیبتها بر کودکان به غیر از دولتهای روز و جامعه اشان
نیست این دولتها هم مقصرند و هم موظف! آره این دولتها
مقصرهستند و هیچ بهانه ای هم تحت عنوان مصالح ملی،
مذهبی،سیاسی، اقتصادی، جغرافیائی و غیره .. قابل قبول نیست
و نخواهد بود، همانطور در بالا هم اشاره کردم
وضعیت کودکان به ویژه در کشورهای شبیه،
سومالی،سودان،افغانستان،فلسطین، عراق، ایران و .. از هر
لحاظ بدتر و بدتر شده است، فاکتورهای که در وخیمتر کردن
وضعیت کودکان نقش داشته است، اولا با توجه به وجود نیروها
و حکومتهای ارتجاعی هستند که خون مردم را در شیشه کرده اند
و هر روزه در تلاشند قوانین شریعه و احکام قرون وسطی را در
جامعه اجرا کنند، مذهب و خرافات مذهبی، این بحتک سیاه که
بروی سر کوکان سایه سیاه انداخته است، مانعی است برای رشد
و شکوفایی آزادانۀ کودکان و شست شوی مغزی آنها، آنهم برای
اهدافی که این نیروها ارتجاعی در چند نقطه از دنیا در سر
می پرورانند و از طرف دیگر، جنگ افروزی امریکا و غرب و
همین نیروهای ارتجاعی در کشورهای نامبرده که خود اینها
زمانی از دست پروردگان نظم نوین جهانی توسط آمریکا بوده
اند، اینهم یکی دیگر از فاکتورهای است که با ،، رشد
تکنولوژی،، انواع و اقصام اصلحه ها و بوبمهای خوشه ای در
جنگهای خانمانسوز خارجی و داخلی بر سر مردم فرو می ریزند و
اینها هم از ارمغانهای نظم نوین جهانی بود که کودکان اولین
قربانیان آن بودند و هستند و عواقبش را هر روزه بر وضعیت
کودکان در این مناطق می بینید. بله، وقتی جنگ است، اولین
قوربانیان را از کودکان می گیرد و کودکان فدای مصالح،،
کشورهای خودی،، می شوند و وقتی جنگ سرد است و یا به اصطلاخ
صلح است باز هم اولین قوربانیان را از کودکان می گیرد که
تحت عناوین بهانه های مختلف زندگی کودکان فدای مصلحتهای
ملی، مذهبی،سیاسی، اقتصادی، ایدئولوژیک و جغرافیائی خویش
می کنند. این بود جواب من به دوستمان و نشریه
کودکان مقدمند و این است آن تصویر کلی، در مورد وضعیت
کودکان و مسببین آن، این تصویری که دادم خیلی تاریک است
اما روزنهای امیدی در این تاریکی وجود دارد که به
آن بر می گردم .
حال به سوال دوم
می رسیم، ما چه؟ و ما چرا این نهاد را تشکیل دادیم،چرا هر
روزه باید شاهد این وضعیت فلاکتبار کودکان باشیم، چه
کارهای را نکرده ایم که می بایست انجام می دادیم، و چه
کارهای بیشتری را باید انجام بدهیم؟ اشکال کار ما و
نهادهای مدافع حقوق کودک در چیست؟ و اشکال سمت و سوی جنبش
دفاع از حقوق کودکان کجاست؟ ترجیح می دهم جواب این سوالات
را به وقت دیگر موکول کنم، فقط اینرا بگویم که ما این نهاد
را تشکلیل دادیم که با تلاش و فعالیتهای مستمر به یک
نیروی عظیم اجتماعی تبدیل شویم و به عنوان یک اهرم فشار
بر دولتها و در زمین بازی خودشان تغیری در جهت بهبود زندگی
کودکان ایجاد کنیم، ولی متاسفانه باید بگویم ما هنوز اول
راهیم، قرار ما این بود، دامنه فعابیتهای ما به تعداد هر
چه بیشتر کشورها و جوامع گسترش پیدا کند ولی ما فقط در چند
کشور آنهم انگشت شمار دفتر داریم و آنهم چندان فعال نبوده
است، قرار ما این بود که میتننگها و تظاهراتهای بزرگ داشته
باشیم و به خیابان بیائیم و در سازماندهی عمل مستقیم مردم
نقش داشته باشیم که هر دولتی اسم کودکان مقدمند را شنید
تنش به لرزه در آید و نتواند به اعمال شنیع خود ادامه
دهد و کودکی را اعدام کند، ولی با زور در گوشه و کناری
از دنیا و آنهم میان بعضیها اسمی از کودکان مقدمند آورده
می شود آنهم به خاطر تلوزیونی که داریم، هر چه اینرا نباید
دست کم بگیریم و بزرگترین ابزاری است که باید با چنگ و
دندان نگرش داریم، قرار ما این بود که به عنوان یک کمپین
همگانی و مردمی، همه علاقمندان و یا کسانی که برای حقوق
کودکان دلشان می طپد گرد هم آیم، ولی انگار هر کس اندر
باغ خودش است، سکتاریسم یکی از گرایش باز دارنده ای است که
به نظرم در جنبش همگانی دفاع از حقوق کودکان جا خوش کرده
است و مانعی است در این جنبش عظیم اجتماعی و همگانی که می
رود شرایط اسفبار کودکان را تغیر دهد.این گرایش را در
جنبش دفاع از حقوق کودکان باید نقد و ترد کرد، به نظرم در
هر اعتراضی که بوی از دفاع از حقوق کودک می برد باید
فعالانه شرکت کرد، نباید و ما مجاز نیستیم منافع کودکان را
فدای منافع سازمانی خود در هر شکل و شمایلش بکنیم کودکان
به ما انسانهای کودک دوست نیاز دارند و به ما چشمشان دوخته
اند و من خوشبین هستم با کارها و فعالیتهای زیاد و تبدیل
کردن جنبش دفاع از حقوق کودکان به یک نیروی عظیم اجتماعی
آنهم متوسل به همه مردم که علاقمند هستند، می توانیم به
عنوان اهرم فشار بر دولتها قوانین را به نفع کودکان تغیر
دهیم، این تغیر ممکن است، چونکه تاریخ مبارزات اجتماعی
اینرا نشان داده است که اکثر دولتها را موظف کرده است که
کنوانسیون حقوق کودک را امضا کنند، هر چه این کنوانسیون هم
متنش اشکال مضمونی دارد و هم سر دامدارانش در به اجرا در
آوردنش اشکال جدی دارند، آنطور که معلوم است پیشبرندگان
کنوانسیون حقوق کودک طبق مصلحت دولتها قدم بر می دارند و
به نظرم باید این ریل را عوض کرد.
ادامه دارد
|