|
آیا حجاب اسلامی، حقوق فرهنگی برای کودک است یا آزادی
آنها را محدود می کند ؟
این سرتیتر، موضوع سمیناری بود که کودکان
مقدمند بخش استهکلم آنرا سازمان داده بود و در تاریخ 8
سپتمبر 2010 برگزار گردید دراین سمینار تعدادی از
نمایندگان مجلس سوئد و همچنین مسئول سازمان نجات کودک بخش
استهکلم در آن شرکت داشتند. ناگفته نماند، این موضوع یک
سوال انتخاباتی بود که قرار است این انتخابات در تاریخ 19
سپتمبر به مرحله اجرا در آید.
ترجمه متن از سوئدی به فارسی
متن
سخنرانی:
در دفاع از ممنوعیت حجاب اسلامی برای
کودکان
کریم شاه محمدی
2010-09-8
آیا حجاب اسلامی، حقوق فرهنگی برای کودک
است یا آزادی آنها را محدود می کند ؟
این سوال در اروپا به زندگی میلیونها کودک ربط دارد .
چرا احزاب در مقابل آن بی صدا هستند؟
حدودا ده سال پیش وقتی که کمپین علیه حجاب
برای کودکان را شروع کردیم، از هر سو اعتراضات زیادی به ما
شد. می گفتند حجاب فقط ،،یک تکه پارچه،، است
بنابر این ممنوعیت آن با آزادی لباس مغایرت دارد. می
گفتند ممنوعیت حجاب نفی ،، حقوق دمکراتیک اقلیتها است،، .
می گفتند، خواستی را که نهاد کودکان مقدمند مطرح کرده است
نژاد پرستانه است چونکه شما می خواهید پای ،،قانون و
پاسبانها،، را به میان بیاورید و شما می خواهید با زور
حجاب را از سر زنان بردارید. بعد از چند سال مبارزه که
جنبش دفاع از حقوق کودکان پیشرویهای داشته و
دستاوردهایی را
کسب کرده است، ولی هنوز
مدافعین نسبیت فرهنگی در حالی که دست و پا می زنند خیلی
ریاکارانه عنوان می کنند و می
گویند این خواست آب به آسیاب نژاد پرستان می
ریزد.ولی پیشروی جنبش دفاع از حقوق کودکان آنرا ثابت کرد
که این اتهامات و این یاوه سرایها چقدر بی خاصیت و بی پایه
بوده است.شاید بد نباشد اشاره ای به این دستاوردها داشته
باشیم.1- مثله دختران در جامعه سوئد جرم محسوب شده است.
2-قوانین تبعیض آمیز ازدواج اجباری به نفع همه کودکان تغیر
کرده است .3- آموزش شنا و آموزش روابط جنسی هم حالاحق
همه کودکان است و این امر قانونی شده است. در صورتی که
همین چند نمونه که ذکر کردم، تحت عنوان احترام به فرهنگ
،،خودشان،، چشم پوشی می شد و کودکان هم از این فعالیتهای
اجتماعی و آموزشی محروم بودند. بله به اصل مطلب بر گردیم،
ما هیچ وقت نگفته بودیم که با زور حجاب را از سر زنان بر
دارند آنهم با زور پلیس. ما از آزادی پوشش دفاع می کنیم.ولی
ما همچنين خواهان مصون بودن کودکان از
دست درازی
مذهب
و فرقه هاى مذهبى هستیم و ممانعت از برخوردارى کودکان از
حقوق مدنى و اجتماعى
خويش نظير آموزش و تفريح و شرکت در فعاليت هاى اجتماعى
مخصوص کودکان را جرم
می دانیم
بحث آزادی
انتخاب پوشش مربوط به بزرگ سالان است که لا اقل از نظر
قانونی حق انتخاب را داشته باشند و مسئولیت عواقب این
انتخاب به اصطلاح
آزاد را هم به عهده بگیرند. و اگر نه کدام
دختر نه ساله مثله شدن، آشپز و خدمتکار افراد و ذکور
فامیل شدن، از ورزش و تحصیل و بازی محروم شدن را انتخاب می
کند. کودک طبق رسم و رسومی که خانواده و جامعه وضع کرده
است بار می آید و این افکار را بطور خود بخودی بعنوان روش
متعارف زندگی می پذیرد. صحبت از انتخاب حجاب توسط کودک
خیلی مسخره است.
همانطور که در بالا
اشاره
کردم
حجاب فقط یک مسئله فرهنگی ،، یک تکه
پارچه،، نیست که تعدادی ساده لوحانه بر آن تاکید دارند
بلکه حجاب سمبل و نرم یک نظام مردسالارانه است. و
امروزه حجاب پرچم اسلام سیاسی است به معنای هویت و یا
شیشه عمر این حکومتها است. حجاب برای کودک زیر پا نهادن
حقوق کودک است به خاطر اینکه حجاب آزادی جست و خیز کودک
را محدود می کند و کودکان را مجبور می کند که اخلاقیات و
ارزشهای مذهبی نرم زندگیشان بشود و این با
دستاوردهایی که تا حالا
در جامعه نرم زندگی شده است منافات دارد. همچنین حجاب
آزادی دختران و زنان را محدود می کند به این معنا آزادی
انتخاب روابط جنسی را از آنها می گیرد و معمولا مانع آن می
شود که با چه کسی ازدواج کنند
.
همچنین کودک نه مذهب دارد و نه رسم و رسوم
و نه تعصب خاصی، کودک اتفاقی در یک خانواده ای به دنیا می
آید و نه می تواند انتخابی داشته باشد و نه می تواند
تاثیری هم بگذارد بنا بر این وظیفه جامعه است
که تاثيرات منفى را بر زندگی کودکان خنثى کند. جامعه موظف
است شرايط يکسان و منصفانه اى براى زندگى همه
کودکان و رشد و شکوفايى آنها و شرکت فعال آنها در حيات
اجتماعى فراهم کند.
سوال این است؟ چرا
این
احزاب ( البته یکدست نیستند) خودشان جرئت به خرج نمی دهند
که در مقابل این نیروهای ارتجاعی ایستادگی کنند. مثل اینکه
قرار است یک دختر نه ساله جرئت به خرج دهد و آنها را از
دست این نیروهای ارتجاعی نجات دهد.یا مثل اینکه این اولین
بار است از قانون برای رفع تبعیض صحبت می شود. عکس العمل
اینها در مورد خواست ما و جلو گیری از زیر پا نهادن حقوق
دخترانی که در محیطهای اسلام زده به دنیا آمده اند عجیب
و غریب
است.در صورتی که تمام مبارزات برای اصلاحات و رفع تبعیض،
مبارزه ای است بر سر قانون و برای تغییر و ااصلاح قانون و
استفاده از قانون. کارگر و زن
مساوات طلب جدالها کرده اند تا اصل
برابرى زن و مرد و مرخصى دوران باردارى و بيمه بيکارى را
در قانون گنجانده اند . کل جنبش
زنان، جنبش حقوق مدنى در آمريکا، جنبش ضد آپارتايد، جنبش
محيط زيست، جنبش هايى براى
تغيير قانون و گرفتن حمايت قانون از خواست هاى خود بوده
اند. بنابر این قانون، محور مبارزه
براى اصلاحات در جامعه است.
به نظر می رسد، آنهایی
که از ،،نقض حقوق دمکراتیک،، صحبت می کنند منظورشان کودک
نیست بلکه ،،حقوق دمکراتیک،، اولیا است. ولی خوشبختانه
جامعه بشرى دارد از دورانى که زن
و فرزند جزو اموال پدر و شوهر بودند و اينها رسما حق کشتن
شان را داشتند خارج
ميشود.آ
نچه اين احزاب بعنوان حقوق دموکراتيک پدر و مادر از آن سخن
ميگويند، تتمه
حقوق عشيرتى پدر است که خوشبختانه با پيشرفت جامعه بشدت
محدود شده است.
بله، برای اینکه به تغییراتی در جامعه
دستیابی پیدا کرد باید سیاستمداران و مقامات دولتی از خواب
بیدار شوند و عکس العمل صریح و روشنی ار خود نشان دهند.
این دختران نوجوان که شهروند سوئد هستند را به حال خودشان
رها نکنند.با آینده این دختران تحت این عنوان که این موضوع
پیچیده است، سخت است و یا اینکه
جزء فرهنگ خودشان است
بازی نکنند.چشمهایشان را نبندند وقتی که در مورد حقوق کودک
صحبت می شود. کودکان
شهروندان محترم و صاحب حق جامعه اند و جامعه در قبال حفظ
حقوق آنها مسئول است.
جامعه حق دارد و موظف است شرایط زندگی
یکسان و برابری را برای رشد، تربیت و شرکت در فعالیتهای
اجتماعی را برای همه کودکان تامین و تضمین کند.
کودکان که در مرکز توجه
قرار دارند مربوط به هیچ اقلیتی نیستند.آنها شهروندان سوئد
هستند که باید از همۀ امکاناتی که برای کودکان در نظر
گرفته شده است برخوردار باشند.
|