|
نامه سرگشاده
،جواب به نامه کارل بیلدت وزیر امور خارجه سوئد.
کارل بیلدت
گرامی
از پاسخ نامه شما تشکر
میکنیم. در نامه ات می نویسید که:
"حق
تعلق داشتن به مذهب و پراکتیک مذهب خویش یک حق انسانی
است"
اما آقای محترم بحث ما بر سر مدارس مذهبی و ارتبات آن با
حقوق کودک است. حمایت و باز کردن مدارس مذهبی برای کودکان
چه در خارج" و چه در" داخل" نه تنها یک حق انسانی نیست
بلکه ناحق ، ضد کودک و به این اعتبار ضد انسانی می باشد.
حق
تعلق به مذهب که شما به آن اشاره کرده اید و ظاهرا
دمکراتیک و انسانی به نظر می رسد برای چه کسانی است؟
آیا
از نظر شما کودکان هم مانند بزرگسالان در انتخاب مذهب صاحب
اختیارند؟ وقتی که شما از حقوق انسان به طور عموم صحبت می
کنید حقوق کودک را آگاهانه یا نا آگاهانه نادیده می گیرید.
همین نکته، ظاهر مساوات طلبانه بحث شما را بر ملا می کند.
بنا به تعریف انتخاب مذهب و لامذهبی برای کسانی آزادانه و
اختیاری است که از نظر قانونی حق انتخاب داشته و می توانند
مسئولیت عواقب انتخاب آزادانه خود را به عهیده بگیرند.
.کودکی که نه مذهب،نه سنت، نه تعصب خاصی دارد، بلکه به حکم
تصادف و مستقل از اراده خود در خانواده ای با مذهب، سنت
وتعصبات خاص پا به دنیا می گذارد ، مذهب و قوانین مذهبی
سیستماتیک به او تحمیل می شود. در چنین محیطهای صحبت از حق
انتخاب بی معنی است و ربطی به جامعه مدرن امروزی ندارد.
اگر مذهب به این ترتیب
اتوماتیک و ظاهرا طبیعی در خانواده به کود تحمیل می شود،
باز کردن و حمایت از مدارس مذهبی رسمیت دادن و قانونی کردن
این تحمیل بر کودکان است.
در جمله بالا":
"حق
تعلق داشتن به مذهب....."
چند نکته اساسی مستتر است:
اولا آزادی
بی مذهبی و یا "حق"بی مذهبی در تصویر شما غایب
است.آزادی مذهب و لامذهبی از نظر ما امری است مربوط به
بزرگسالان نه کودکان، کودکان باید از تحمیل هر نوع مذهب و
ایدولوژی ای مصون باشد به این اعتبار "مذهب خویش"
برای کودک بی معنی و بی اساس است.
ثانیا "اجرای مذهب
خویش" دو بعد اساسی دارد 1- کودک در انتخاب مذهب هیچ
اختیاری نداشته است تا در اجرای آن مختار باشد. کودک در
اجرای مناسک مذهبی مفعول است نه فاعل: حجاب به او تحمیل می
شود،از شرکت در فعالیتهای اجنماعی که توسط مذهب والدین منع
شده است مانند کلاس موسیقی ،شنا و ... محروم می شود و
مهمتر از همه عمل خشونتبار ختنه بر او اجرا می گردد. عملی
که نه تنها خشونت واضحی است علیه کودکان بلکه تاثیر آن تا
آخر عمر بر جسم و روح کسی که ختنه شده است باقی می ماند.
بنابر این "اجرای مذهب خویش"مناسکی است که
بزرگسالان بر کودکان تحمیل می کنند.
2-"اجرای مذهب"
تنها "عبادت و خلوت با خدای خویش نیست" بلکه شامل
جهاد،سنگسار، اعدام ،قطع دست و پا و به طور کلی تجاوز به
حریم شخصی دیگران را نیز شامل می باشد.
آقای کارل بیلدت محترم!
آیا اجرای این مناسک مذهبی در جامعه مدرن سوئد برای شما
قابل تحمل است؟
آیا اجرای هر کدام از این
مناسک مذهبی در تضاد کامل و واضح با حقوق انسانی که شما به
آن اشاره کرده اید نیست؟
مذهبی که به کودک جهاد یاد
می دهد چگونه می تواند او را برای صلح و آسایش پرورش بدهد.
ثالثا در ادامه می نویسید"
که بعضی از رهبران و گروههای مذهبی از مذهب جهت گمراه کردن
و نایل آمدن به اهدافی استفاده می کنند که با ارزشهائی که
سوئد و بسیاری از جوامع متمدن تلاش می کنند محفوظ بماند،
در تضاد است."
این درست است . اما نباید
فراموش کرد که در دنیای امروز، همین رهبران و گروههای
مذهبی از جمله اسلام سیاسی محصول نظم نوین جهانی به
سرکردگی آمریکا می باشد و همچنین مدارس مذهبی محیطهای
هستند برای رشد و گسترش همین رهبران و گروههای مذهبی مور
انتقاد شما.
اگر شما واقعا می خواهید"
صلح، آزادی و امنیت" به ارزشهای جهان شمول تبدیل شوند
و در جوامع متمدن از جمله سوئد از تهاجم سو استفادۀ رهبران
و گروههای مذهبی در امان بماند لازم است با نسبیت فرهنگی
مرز روشنی داشته باشید و برای جامعۀ سکولار که در آن مدارس
مذهبی وجود ندارند مبارزه نمائید.
می نویسید" از 335
میلیون کرونی که دولت سوئد سال 2006 به افغانستان کمک کرده
است، 133 میلیون آن جهت احداث مدارس و آموزش و پرورش مصرف
شده است." این کار با ارزشی است اما امیدوارم این پول
صرف مدارس مذهبی و مساجد نشده باشد.
با احترام متقابل
مسئول کودکان مقدمند
کریم شاه محمدی
2007-08-18
|