|
رفتار با كودكان
فرزاد ادیبی
سوال:
هر كودكى در سنين مختلف داراى علاقه مندى هاى ويژه اى خود
است، مثلا كودكى عاشق فوتبال است، يكى ديگر از اسب سوارى
خوشش ميآيد و آن يكى از الكترونيك و تمام دنيايشان و خواب
و خوراكشان و شكل بازى هايش در اين زمينه ها دور ميزند.
البته بازى جايگاه ويژه اى بر رشد جسمانى و شكل گيرى شخصيت
كودك دارد. اما بسيار ديده شده كه پدران و مادران از اين
علاقه كودك خرسند نبودند و به اشكال مختلف موانعى بر سر
بازى و دنياى كودك ميگذارند و دليل ميآورند كه مثلا تو
بايد دكتر شوى، اسب سوارى يعنى چه يك وقت ميافتى و فلج
ميشوى و يا هستند والدينى كه ميگويند كودك ما مريض است چون
فقط به يك چيز فكر ميكند و به مسائل ديگر بى توجه است و
نگران سلامت كودكشان هستند.
سوال من اين استكه نقش بازى براى كودك تا
چه حد مهم است؟ آيا بايد نوع بخصوصى از بازى ها را به
كودكان توصيه كرد؟ آيا بايد مانع بازى كودك شد؟ آيا والدين
مجاز هستند با تحقير كردن يك نوع بازى، نوع ديگر سرگرمى را
توصيه كنند؟ مرز والدين در دخالت در دنياى كودكان تا
كجاست؟
فرزاد ادیبی:
در قسمت پایانی مطلب سعی می کنم که مهمترین
تآثیراتی را که بازی در زندگی و رشد کودک را به اختصار
بیاورم. رشد شخصیت مستقل کودک یعنی رشد "من" کودک به عنوان
یک موجود مستقل که درعین اینکه شکل محیطش است و لی شکل
هیچکسم هم نیست، در زندگی آتی کود نقش بسیار تعیین کننده
ای دارد. بازی برای کودک ابزاری است که پایه های شخصیتش را
پی ریزی کند. هر چند کودک بتوان آزادانه تر و مستقل تر
بازیهای خود را انتخاب کند، "من" کودک ویژه تر و سالمتر
رشد خواهد کرد. در مهد کودک کودکان شانس این را دارند که
بازیهای اجتماعی را یعنی روابط واقعی بزگترها را در جامعه،
بازی کنند. کودکان مختلف نقشهای مختلفی برای خود برمی
گزینند که با ایفا کردن این نفشها، تلاش می کنند، شرایط
پدر، مادر و یا مفهوم دکتر، پلیس و دزد را بهتر بفهمند.
کودکانی که به آنها دیکته نمی شود که چه بازی برای آنها
مناسب است و چه بازی غیر مناسب، شانس این را دارند که
روابط اجتماعی در شکل بسیار ساده تری تجربه کنند. به عنوان
مثال در آغاز سال گذشته وارد یکی از اطاق های مهد کودک شدم
و دیدم که یکی از پسرها و یکی از دخترها، همدیگر را بغل
گرفته اند و می بوسند. از آنها پرسیدم که مشغول چه بازی
هستند؟ هر دو همزمان جواب دادند: بازی عشق. برای خود من
این اولین باری بود که با همچین بازی آشنا می شدم. از آنها
پرسیدم که این بازی عشق چیه و چگونه آنرا بازی می کنید؟
چواب دادند: اگر دو نفر همدیگر را بغل کنند و لبهای همدیگر
را ببوسند، دارند بازی عشق می کنند. از کودکانی که دور و
بر آنها مشغول بازی و ایفای نقش خود بودند، پرسیدم که نظر
شما چیست؟ آیا شما هم این بازی را دوست دارید. یکی از
پسرها گفت: بازی خوبیه اما من دوست ندارم لب کسی را ببوسم
و دختری گفت که مامان و باباش عاشق هم هستند و این بازی در
خانه می کنند و کسانی که این بازی را می کنند کسانی هستند
که همدیگر را دوست دارند و با هم دعوا نمی کنند. سن این
کودکان بین 3 تا چهار سال است. کودکانی که اینگونه بزرگ می
شوند می آموزند که دوست داشت باشند و مورد محبت هم قرار
گیرند.
من حقیقتآ هر چه فکر می کنم بازی ممنوعه
ای را که برای کودک مضر باشد پیدا نمی کنم. در باره
بازیهای کامپیوتری در بخش قبلی گفتم که با وجود اینکه
موافقم که کودکان این بازیها را هم امتحان کنند اما، زمان
طولانی استفاده از این بازیها و استفاده از یک سری بازیهای
خونین و خشن و کشت و کشتار را برای کودکان مظر می دانم.
مسلم است که اگر کودک بخواهد با آتش بازی کند نه تنها باید
مانع وی شد بلکه باید برایش توضیح داد که این یکی جزء
بازیها نیست. منظورم این است که بازی با خطر مستقیم بسیار
فرق می کند تا خطری که ممکن است حین بازی با دوچرخه کودک
شما را تهدید بکند. در مجموع باید بگویم که بازیهای جسمی
و فکری، بازیهای اجتماعی و دسته جمعی، کودک ما را در روند
رشد خود کمک بسیاری می کند. در بخش اول اشاره کردم که از
رعایت نوبت دیگران تا به کارگیری زبان و رشد زبان کودک،
همه و همه دانش و آگاهی است که کودک با بازی آنها را فرا
می گیرد.
یکی دیگر از مهمترین تآثیرات بازی، اجتماعی
شدن کودک است. بزرگسالی که خجالتی است و تنها است و نمی
تواند دوستی برای خود بیابد، کودکی بوده است، متزوی، تنها،
تحقیر شده و غیر آزاد. انسان موچودی است اجتماعی و این
انسان در دوران کودکی خود است که به نیاز اجتماعی بودن خود
پاسخ می دهد و راه روش اجتماعی بودن و رابطه گرفتن با
انسانهای پیرامونی خود را می آموزد. بازی آن ابزاری است که
کودک به کمک آن علم و دانش اجتماعی بودن انسان را می آموزد
و یاد می گیرد که دوست بیابد. با آدمها محاوره کند و خود
را به عنوان یک موجود اجتماعی بیان کند. کودک خود را از
بازی محروم نکنید. کودک خود را آزاد بگذارید. حمایت از
کودک به معنای اسیر کردن و خانه نشین کردن کودک نیست. |