English | Swedish | Kurdish

 
صفحه اصلی | اطلاعیه ها | مقالات | اخبار | نشریه | درباره ما | ارتباط با ما

 
 
صفحه اصلی
اطلاعیه ها و پیامها
مقالات
اخبار
نشریه
بیانیه حقوق کودک
درباره ما
ارتباط با ما
مقالات

آرشیو

 

اول ماه مه بود كه با مسعود آشنا شديم
امير توكلى

طبق سنتهاى هر ساله در يكى از ميدانهاى بزرگ شهر استكهلم روز اول ماه مه تجمع كرده بوديم تا به همراه هزاران نفر روز جهانى كارگر را در اين شهر جشن بگيريم. غرفه بزرگى با پرچم هاى سرخ و پلاكاردهاى ويژه اين روز و ميز بزرگى مملو از كتاب و نشريات گوناگون مثل هميشه تدارك ديده بوديم. به همراه رفقايمان صدها بازديد كننده را با اهدافمان، با فعاليتهاى روزانه مان و با مبارزه مردم در ايران آشنا ميكرديم كه خانم و آقايى به ما نزديك شدند و بعد از احوالپرسى صميمانه و كوتاهى داستان زندگى مسعود را برايمان تعريف كردند و از ما براى نجات مسعود كمك خواستند. همانجا ما قول داديم كه فريادهاى كمك مسعود را به گوش ديگران برسانيم و هم چنين براى نجاتش تلاش كنيم. اين مطلب گامى در اين جهت است.

مسعود تقی پور، هفده ساله، محكوم به اعدام محبوس در زندان سارى

سيزده ساله بود كه مادرش از پدر معتادش جدا شد. دادگاه اسلامى آنها را از مادرشان گرفت و سرپرستى شان را به پدر و مادر بزرگشان سپرد. بچه ها دوست نداشتند پيش آنها زندگى كنند، آنها خيلى پير بودند و نه تنها توانايى نگهدارى از سه كودك را نداشتند بلكه خيلى تند خو و بد رفتار بودند. آنها هر چند از ثروتمندان بابل هستند اما كودكان در زير فشارهاى مادى شديد قرار داشتند و مداوم به آنها ميگفتند كه ما نمى توانيم به شماها برسيم، چرا مادرتان طلاق گرفته و شديدترين فشارهاى روحى را بر كودكان ميآوردند.   

مسعود نميتوانست مادرش را ببيند. مدتى بعد مادرشان مجبور شد با مردى كه بيست سال از خودش بزرگتر بود ازدواج كند. اين بهانه اى براى مادر و پدر بزرگ شده بود تا مسعود را تحت فشار قرار دهند كه مادرتان زن خوبى نيست و غيرو. مسعود در سنين بلوغ بود و اين وضعيت و اين رفتارها كاملا او را داغان كرده بود. مسعود در شانزده سالگى تحت اين فشارها دو بار دست به خودكشى زد، اما خوشبختانه زنده ماند. او ديگر درس نميخواند و به مدرسه نميرفت. تا دير وقت در خيابانها پرسه ميزد و دوست نداشت به خانه برگردد. يك شب وقتى به خانه رسيد آنها منتظرش بودند و اذيت و آزارش ميدادند و ميخواستند او را از خانه بيرون كنند. مسعود از خودش دفاع ميكرد و ميگفت كه جايى را ندارد كه برود اما پدر و مادر بزرگش به او و به مادرش فحاشى ميكردند و با حرفهاى زشت و ركيك او را عصبى كرده بودند. او ديگر اختيار از دستش خارج شده بود با چاقو به پدر و مادر بزرگش حمله ميكند و آنها را ميكشد. او ميگويد نفهميدم به چه كارى دست زده ام تا اينكه خودم را در بيمارستان ديدم. او خودش را به پليس معرفى ميكند و دادگاه اسلامى او را به جرم قتل محكوم به اعدام كرده است. اين اتفاق شش ماه پيش رخ داده است.

بله شرايط زندگى مسعود استثنا نيست، صدها هزار كودك و نوجوان همچون مسعود در زير فشارهاى خرد كننده روحى و مادى در ايران بسر ميبرند. صدها هزار كودك و نوجوان، كودكى شان مملو از درد و رنج و تحقير و سراسر بى حقوقى است. مسبب اين همه رنج و مشقت جمهورى اسلامى است، رژيمى جنايتكار، قرون وسطايى، ضد كودك و انسانيت.

ما در كنار مسعود و مسعودها هستيم. همه هدف و تلاش ما براى رهايى مسعودها از اين وضعيت غيرانسانى و وحشيانه است. متاسفانه ليست كودكانى كه در انتظار اعدام هستند رو به كاهش ندارد چرا كه جمهورى اسلامى بر سر كار است. ما همين جا به همراه كميته عليه اعدام به خانواده و بستگان مسعود اعلام ميكنيم كه صداى مسعود و درد و رنجى كه در آن بسر ميبرد را در سطح بين المللى منعكس مى كنيم تا از اين طريق با فشار افكار عمومى در سطح جهان بر جمهورى اسلامى امكان رهايى او و  ديگر كودكان محكوم به اعدام را فراهم كنيم. از همه فعالين حقوق كودك و انسانهاى شرافتمند ميخواهيم كه در اين راه براى رهايى كودكان از زندان و از اعدام ما را يارى دهند. 

 

Bank giro:5080-2065

post giro:128012-2

www.barnenforst.com

barnenforst@hotmail.com  

0046-70-852 67 16 

www.childrenfirstnow.com  

childrenfirstnow@hotmail.com

+001 416 737 9500 

 

صفحه اصلی | اطلاعیه ها | مقالات | اخبار | نشریه | درباره ما | ارتباط با ما

Copyright © Children First Now Org | childrenfirstnow@hotmail.com