کودکان مقدمند

کمپین بین المللی در دفاع از حقوق کودکان


 
 
صفحه اصلی
اطلاعیه ها و پیامها
مقالات
اخبار
نشریه
بیانیه حقوق کودک
درباره ما
ارتباط با ما
 

خانه من كجاست؟

فاطمه كلوانى

قسمت آخر

زهره كودكش  را در شرايطى بسيار سخت بدنيا آورد. در حالى كه از يك طرف جنگ و فضاى جنگى بر همه جا سايه افكنده بود از طرف ديگر رژيم جديد اسلامى با سركوب شديد هر مخالفتى، جامعه را به استيضال مى كشاند. واقعا نوشتن و توضيف آن سالهاى وحشتناك كارى بس دشوار است، قلم و لغات. نمى توانند آن رنجى را كه كودكان و بخش هاى ضعيف جامعه در آن دوره متحمل شدند را بيان كند.

چند سالى گذشت و زهره با همه سختى هاى زندگى سعى ميكرد  بخاطر دو پسرش بسازد، او شجاعانه مشقات روزمره زندگى را بر دوش داشت و به تنهايى آنها را از سر راهش برميداشت. اما تنها مساله اى كه او را بشدت نگران كرده بود بى آينده گى كودكانش و قوانين ضد زن جمهورى اسلامى بود. او هيچ چشم انداز روشنى براى كودكانش در ايران نمى ديد و خود نيز هر روز بيشتر بخاطر محدوديتهاى زياد احساس خفگى ميكرد. تنها اين مساله بود كه توان و انرژى زهره را ميگرفت.

اما زندگى زهره در ديدارى اتفاقى رنگى ديگر گرفت. او بعد از سالها دوستى را ملاقات كرد كه تازه از خارج كشور برگشته بود. اين زن كه از دوستان قديمى و صميمى زهره بود بعد از اينكه با زندگى سخت زهره آشنا شد پيشنهاد كرد كه زهره با دو پسرش به خارج كشور مهاجرت كنند. او فكر ميكرد كه در خارج كشور اين مشكلات عظيم سبكتر است و زندگى مطمئن ترى در انتظار كودكان زهره خواهد بود.

اين پيشنهاد براى زهره كه هر روز با بن بست هاى بيشترى در زندگى اش در ايران مواجه ميشد روزنه اى بود به روشنايى.

زهره ديگر تصميم خودش را گرفته بود هدف او اين شد كه به هر قيمتى بخاطر آينده بچه ها به خارج كشور برود. لذا هر چه داشت را فروخت و پول لازم براى سفر را فراهم كرد.

او بهمراه دو كودكش از ايران خارج شد بدون اينكه پول كافى داشته باشد و يا زبان انگليسى را خوب بلد باشد. او بعد از چند روز به سوئد رسيد و تقاضاى پناهندگى كرد. او زندگى سخت تحت قوانين اسلامى در جامعه اى

ادامه: خانه من كجاست

خفقان زده  كه بى مهبا مردم را سركوب مى كند را براى مراجع دولتى در كشور سوئد تشريح كرد و اينها را دلايلى براى پناهندگى اش از دولت سوئد دانست. اما اداره مهاجرت سوئد اين دلايل را رد كرد و حكم به اخراج زهره و كودكانش به ايران داد. مسئولين سوئدى مى گفتند كه دلايل شما قانع كننده نيست و بايد به ايران برگرديد.

زهره كه فكر ميكرد در سوئد همه سختى ها تمام ميشود  و بچه ها از آرامش برخوردار خواهند شد، متوجه شد كه اينجا هم بايد با سختى ها بجنگد اما به ايران بازنگردد.

او تصميم گرفت كه مدتى بشكل مخفيانه زندگى كنند تا شايد قوانين سختگيرانه سوئد تغيير كند. اين تنها راه ماندن و جنگيدن با مشكلات بود.

اما نتيجه زندگى مخفى قبل از هر چيز بر روى بچه ها تاثير مخرب داشت. دو پسر زهره ديگر نتوانستند به مدرسه بروند و ادامه تحصيل شان در سوئد متوقف شد. از طرف ديگر در خانه اى كوچك كه آدرس اش قانونى نبود زندگى را شروع كردند.

زهره دوباره كار طاقت فرسا را شروع كرد و همزمان مصرانه بدنبال اقامتشان بود.

زهره و كودكانش نه در ايران از زندگى انسانى برخوردار بودند و نه در سوئد.

ظاهرا در هيچ كجاى اين دنيا تامين زندگى انسانى كودكان در اولويت هيچ دولتى نيست. دولتهايى مانند جمهورى اسلامى كه بشكلى عريان و آشكارا ضد انسان و ضد كودك اند  و دولتهايى ديگر مانند دولت سوئد كه با قوانين بسيار سختگيرانه پناهندگى زندگى كودكان را اينچنين نابود مى كند.

واقعا خانه زهره و كودكانش كجاست.

پايان

 

 


Bank giro:5080-2065

post giro:128012-2

www.barnenforst.com

barnenforst@hotmail.com  

0046-70-852 67 16 

www.childrenfirstnow.com  

childrenfirstnow@hotmail.com

+001 416 737 9500 

 

صفحه اصلی  |  درباره ما  |  اخبار  |  ارتباط با ما  |

Copyright © Children First Now Org | Designed by childrenfirstnow@hotmail.com