|
فقر
و گرانی و تاثیرات آن بر وضعیت کودکان
مصاحبه نشریه کودکان مقدمند با عبدل گلپریان
امیر توکلی: وضعيت گرانى و فقر در ايران بشدت در حال وخيم
شدن است، آمارهاى ناقص
دولتى خبر از بيست ميليون نفر كه زير خط فقر هستند خبر
ميدهد اما كمتر در رابطه با
تاثيرات فقر بر كودكان صحبت ميشود خواستم نظر شما را در اين
باره بدانم؟
عبدل گلپریان: بله آمار 4 سال قبل را چیزی در حدود 10
ملیون نفر اعلام کردند. یعنی هر سال دو نیم ملیون نفر.
این را هم نمیشود زیر خط فقر نام نهاد ، بلکه امروز دیگر
باید گفت بیش از 20 میلیون نفردر معرض گرسنگی قرار
دارند.هیچ آماری هم در سیستم این حکومت واقعی نیست بیشتر
از اینها را باید در نظر گرفت.
همانطور که شما اشاره کردید هیچگاه و در هیچ جایی از
تاثیرات ویرانگر فقر بر زندگی و سرنوشت کودکان صحبتی به
میان نمی آید. اولین اثرات فقر و فلاکت، قبل از هر کس دامن
کودکان را می گیرد. بلاخره بزرگترها به شیوه های مختلف و
بنا به تناسب سن و سالشان توان این را دارند که یا خود را
تحمل پذیر نشان دهند و یا به خاطر اینکه بزرگتر هستند به
گونه ای با آن دربیفتند، اعتراض یا اعتصابی بکنند اما برای
کودکان اینطور نیست. کودک توان اعتراض به وضع موجود را
ندارد. کودک به این کاری ندارد که مشکل از کجاست بلکه می
خواهد نیازمندیهایش جواب بگیرد. گرسنه نگه داشتن شکم کودک
را باید جزیی از جنایات علیه بشریت در دنیای کودکان به
حساب آورد. این فشار و این فقر و تنگدستی اثرات مخرب خود
را بر تحصیل، روابط اجتماعی با همکلاسی ها، بی معنی شدن
بازی، شادی و نشاط آنان خواهد گذاشت. اثرات مخرب روحی و
فکری فقر بر کودکان در سنین بزرگسالی همچنان باقی می ماند.
اگر بخواهم صحبتم را خلاصه کنم باید بگویم که بر بستر فقر
و نداری، تمامی مصائب و فلاکتهای متعدد اجتماعی بر می خیزد
از جمله کودکان کار و خیابان، کودکان و اعتیاد، تن فروشی ،
تجاوز باندهای سود جو که سرشان به حاکمیت وصل است و خلاصه
هزار و یک درد و فلاکت دیگر که امروز ما آنرا در سایه 30
سال حاکمیت اسلام و حکومت سرمایه داری اسلامی که بر کل
جامعه و در قدم اول نسبت به کودکان اعمال می شود می بینیم.
امیر توکلی: آيا واقعا نمى توان گرانى و فقر را مهار كرد،
اين چه پديده اى است
كه ظاهرا حتى دولتى به قلدرى جمهورى اسلامى هم از پس آن
برنمى آيد؟ مسبب واقعى
واقعا كيست؟
عبدل گلپریان: تا زمانی که مشتی انگل و سرمایه دار و آیت
الله های میلیاردر بر سر کار هستند مهار کردن فقر و گرانی
ممکن نیست. موجودیت حکومتی ضد کودک و ضد انسان یعنی تولید
فقر و گرسنگی. فلاکت موجود با کل این سیستم و قوانین ضد
بشری حاکم بر جامعه عجین شده است. با جارو کردن این جانیان
و برقراری یک حکومت آزاد، برابر و سوسیالیستی است که نه
تنها فقر و گرسنگی ریشه کن خواهد شد بلکه می توان جامعه ای
را بنا کرد که کودکان با کلمه ای بنام فقر احساس بیگانگی
کنند. جمهوری اسلامی ذاتا از پس فقر بر نمی آید موجودیت
خودش فقر زا است. جمهوری اسلامی به این خاطر از پس فقر بر
نمی آید که اولا حکومتی سرمایه داری است که اساس و بنیادش
بر کسب سود و استثمار طبقه کارگر پایه ریزی شده است. بدتر
و خشن تر از آن اینکه این حکومت بر اساس قانون کثیف و کپک
زده هزار و چندین ساله اسلام حتی کودکان را به بردگی،
گرسنگی و تباهی کشانیده است. برای تداوم جهنمی که برقرار
کرده است و با آباد کردن زندانها و اعدام و کشتارهر انسانی
که لب به اعتراض بگشاید، روز بروز بر آمار گرسنگی و تمامی
مصیبتهای اجتماعی می افزاید. در حالیکه اگر همین جامعه دست
ما باشد ( که تلاش می کنیم با قدرت و پشتوانه مردم و
کارگران آنرا بدست بگیریم ) می توان جامعه ای ساخت که با
اتکا به ثروتی که در این مملکت هست، به این بربریت پایان
داد و سعادت و خوشبختی را برای جامعه و زندگی کودکان،
تضمین ومتحقق کنیم و نه تنها این بلکه الگویی برای کشورهای
دیگر جهان باشد. چنانکه گفتم مسبب واقعی و متهم اصلی این
جنایت علیه کودکان، حکومت سرمایه داری و مفتخورهای اسلامی
هستند. این را دیگر امروز خود کودکان فقر زده و کودکان کار
و خیابان هم، از همه بهتر می دانند که چه سیستم و چه
قوانین گندیده ای این وضعیت را بر میلیونها کودک حاکم کرده
است.
امیر توکلی: كودكان ضعيف ترين بخش جامعه هستند و دولت هيچ
مسئوليتى در قبال آنها بر عهده
نگرفته است و به تنها چيزى كه فكر نمى كند زندگى كودك است
بايد واقعا چه كرد كه
مساله كودك به صدر مسائل جامعه كشيده شود؟
عبدل گلپریان: اینکه چکار باید کرد راستش باید بگویم که
برای نجات هستی و زندگی کودکان از این همه درد و رنج چکار
نباید کرد؟. خیلی کارها می شود و می توان کرد. حکومت
اسلامی از بدو پیدایش خود مهمترین مسئولیتش تباهی زندگی
میلیونها انسان در این مملکت و در راس آن موقعیت کودکان
بوده است. در سئوال قبلی اشاره کردم که راه حل ریشه ای
برای پایان دادن به گرسنگی و فقر و نجات کودکان از جهنم
اسلامی تنها با بزیر کشیدن این حکومت میسر است اما برای
نزدیکتر شدن به خلاصی جامعه و زندگی کودکان از شر فقر و
فلاکت و از طاعون حکومت اسلامی، باید تلاش و مبارزه ای صد
چندان را بپیش برد. فعالین و نهادهای مدافع حقوق کودک در
ایران مسئولیت مهمی بر عهده دارند. این نهادها می توانند و
باید مسئله کودکان را به صدر مسائل جامعه بکشانند. بسیج و
سازماندهی جنبش دفاع از حقوق کودک در ایران کار هر روزه ما
و فعالین و نهادهای مدافع حقوق کودک است که می خواهد به
این سیه روزی و به این جنایت علیه کودکان پایان دهد. ابزار
کشاندن مسئله کودک به صدر مسایل جامعه، تلویزیون کودکان
مقدمند است. مردم و فعالین مدافع حقوق کودک می توانند و
باید از این تریبون، سازماندهی خویش حول این رسانه و برای
دفاع از حقوق کودکان از آن حمایت و نهایت استفاده را در
جهت آن بعمل آورند. بزرگترها، فعالین عرصه های مختلف
اجتماعی ، مدافعین حقوق کودکان، باید از خود بپرسند تا کی
باید ناظر این تباهی باشند؟. من روی خطابم به انسانهای
شریف و آزادیخواهی است که با دیدن و شنیدن فلاکت تحمیل شده
بر زندگی کودکان دلشان بدرد میاد. این است که می خوام
بگویم:
مردم، پدر و مادرها، کارگران، دانشجویان، مدافعین حقوق
کودکان، شما در قبال سرنوشت و آینده کودکان مسئول هستید.
تاریخ هیچگونه بی توجهی ما در قبال وضعیت کودکان در ایران
تحت حاکمیت این رژیم ضد کودک را بر کسی نخواهد بخشید.
کودکان خودشان قادر نیستند که از حقوق خود دفاع کنند. این
امر وظیفه بزرگترهایی است که نمی خواهند بیش از این ناظر
تباهی هر روزه کودکان باشند. وظیفه ما نهاد کودکان مقدمند
است که داریم برای تغییر وضع کودکان می جنگیم . ما بعنوان
حزب کمونیست کارگری و برای سرنگونی این نظام و جلادان حافظ
این سیستم تلاش می کنیم تا به این جهنم پایان داده شود.
بیائید به این تلاش انسانی بپیوندید. با ما همراه شوید.
باید برای هر ذره تغییر در وضعیت کودکان تلاش کرد اما برای
بدست آوردن این ذره ها باید به کل موجودیت این هیولای ضد
کودک تعرض کرد. در هر حال می خواهم بگویم نباید آرام و بی
صدا ناظر پرپر شدن کودکان بود. امروز میلیونها مردمی که از
این فلاکت جانشان به لب رسیده است صاحب یک کانال تلویزیونی
شبانروزی هستند، تاریخ مبارزات مردم در ایران هیچگاه چنین
امکان مهمی را نداشته است. از همین طریق می توان کاری کرد
که مسئله کودکان در صدر مسایل جامعه قرار گیرد و افکار
عمومی مردم را نسبت به آن بشدت حساس کرد و سازمانها و
نهادهای مدافع حقوق کودک و مستقل از دولت را برای دفاع از
حقوق کودک در سطح وسیعی تاسیس کرد.
امیر توکلی: ميگويند كه اوضاع در همه جاى دنيا اينطور است
خواستم از تجربه
خودتان بگوئيد كه در فنلاند زندگى مىكنيد آيا واقعا كودكان
به دليل گرانى و بيكارى
و فقر والدين زندگى شان مثل كودكان ايران است، نقش دولت
كدام است آنجا هم دولت
سرمايه دارى حاكم است؟
عبدل گلپریان:
ببینید کشورهای سرمایه داری غربی و بویژه بعد از فرو پاشی
دیوار برلین، با شعار نظم نوین جهانی اعلام کردند هر کس
باید دستش به کلاه خودش باشد. با پیروزی سرمایه داری بازار
آزاد در آن دوره، پدیده دولت رفاه را کنار گذاشتند و
بسیاری از دستاوردهای کسب شده بتدریج باز پس گرفته شد.
سرمایه داری، سرمایه داری است. ذات و خصلت نمای نظم
سرمایه داری در هر گوشه ای از دنیا یکی است. اما دولتهای
سرمایه داری غربی ناچار هستند که به دستاوردهای رفاهی مردم
که با مبارزات طولانی و تاریخی در این جوامع بدست آمده
است و به قانون تبدیل شده است پاسخگو باشند. در کشورهای
غربی دولتها مدعی دمکراسی هستند و بسیاری از خواستهای
اجتماعی، فرهنگی، رفاهی و غیره به قانون تبدیل شده است.
تامین و پاسخگویی به نیازمندیهای دنیای کودکان در کشورهای
غربی و تحت تاثیر مبارزات تاریخی مردم، سالهاست که به نرم
و سنتهای متعارفی تبدیل شده است. بر این اساس اگر حتی در
خانواده، کودکی با خشونت مواجه شود قبل از هر کس دولت
مسئول و پاسخگوست. اینها با مبارزه بدست آمده و دولت
سرمایه داری ملزم شده که در کنار استثمار وحشیانه ای که از
گرده طبقه کارگر بعمل می آورد، ناچار به تن دادن به این
دستاوردها است. از نظر ما و از نظر توقع و انتظارات انسانی
در همین جوامع غربی باید بگویم که به هیچ وجه رضایت بخش
نیست. در غرب نیز با بهانه های مختلفی چون بحران و غیره
دارند دستاوردهای تاکنونی مردم را قیچی می کنند. می خواهم
بگویم که اگر جامعه غربی با این مبارزه توانسته است
دستاوردها و امکاناتی را بدست آورد اما نظم سرمایه و
دولتهای سرمایه داری غربی تلاش می کنند با بلعیدن این
دستاورها بحرانهایشان را تسری بخشند. در همین مقیاس موقعیت
کودکان در غرب و در مقایسه با موقعیت زندگی کودکان در
ایران قطعا تفاوتهای بسیاری دارد.
در جایی همچون ایران که در محاصره مشتی دزد، جنایتکار،
قاتل و آدمکش قرار دارد، حکومتی دیکتاتور ضد انسان و ضد
کودک دارد حکم می راند. در نتیجه و در سایه چنین حکومتهایی
نظیر جمهوری اسلامی، معلوم است چه بلایی بر سر کودکان می
آید. میراث حکومت سرمایه داری اسلامی برای کودکان در
ایران، نه تنها فقر و گرسنگی بلکه کودکان را اعدام می کند،
زنان را همچون انسان محسوب نمی کند، نمی توان آن انتظاری
را که در مورد سرمایه داری کشورهای غربی هست، این انتظار
را هم از اوباشان عهد عتیق و از گور برخاسته داشت. دولت در
جایی مثل ایران نه تنها نقش و مسئولیتی را در قبال زندگی
جامعه و مردم بر عهده نداشته و ندارد بلکه بر عکس مشتی
باند سیاهی 30 سال است برای تباهی زندگی مردم و بویژه
کودکان انجام وظیفه کرده اند و همچنان سر گرم دزدی، چپاول
و اعدام کودکان و زنان هستند. سران این حکومت برای ادامه
موجودیت خود به این جنایات علیه انسانیت نیازمندند. در
ایران تحت حاکمیت این جانیان و قوانین ضد بشریشان، نمی
توان حتی گفت که حکومتی وجود دارد. اینها مشتی قاتل و
طالبانهایی هستند که با کشتار، زندان و اعدام و با تحمیل
فقر و گرسنگی بر مردم به دزدی و چپاول دسترنج مردم و
کودکان مشغولند. این حکومت متعفن اسلامی خدا و قرآن را
باید از صحنه زندگی جامعه ایران جارو کرد و سران آنرا باید
بعنوان جنایتکارترین مهره های تاریخ معاصر در ایران به
محاکمه کشید.
|