ترکيه يکى از کشورهاى هم مرز با ايران است و اکثر انسانهايى که از ظلم وستم و استبداد مذهبى مى گريزند به اين کشور و کميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل پناه مى آورند . طبق آخرين آمار غير رسمى و ثبت نشده حدود ١٥٠٠٠ تا ٢٠٠٠٠ هزار پناهنده ايرانى در ترکيه بسر مى برند و در حال جنگ و جدل و مرگ و زندگى هستند. اين پناهجويان از هرگونه حقوق انسانى خود محرومند . آنها از کمک هزينه هاى مسکن و پوشاک و تغذيه محرومند . و هر روزه تعداد زيادى از اين پناهجويان به دستور کميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل از طرف پليس و وزارت کشور ترکيه به جهنمى به نام جمهورى اسلامى ايران ديپورت مى شوند . اين افراد انسانهايى هستند که در پروسه هاى ٥ ساله و ٦ ساله پرونده شان از طرف کميسارياى عالى جواب ردى گرفته اند . در اين بين شاهد ظلم و ستمى مضاعف برزنان هستيم . اما اشتباه نکنيد اين ظلم و ستم اين بار نه طرف جمهورى اسلامى باکه از طرف کميسارياى عالى که اصطلاح سازمانى مدافع حقوق بشر است صورت مى گيرد.حتما در هفته هاى قبل در همين نشريه گزارشى از زندگى شيوا يک پناهنده زن گريخته از آن مملکت اسلام زده را خوانده ايد که به خاطر زنده بودن و تهيه غذا دست به تن فروشى زده است . اين ها تنها نمونه هايى کوچک از وضعيت سخت و اسفناک پناهندگى در ترکيه است .
پناهجو بايد براى حق اقامت خود در ترکيه هر ٦ ماه يک بار مبلغى را به وزارت کشور ترکيه پرداخت کند . حال اين پول را پناهجو از کجا بايد تهيه کند معلوم نيست . در اين بين پناهجويانى هستند که شمال عراقى ناميده مى شوند . پناهجويانى که سالها در شمال عراق به عنوان فعالين سياسى سکنى گزيده بودند و به خاطر نا امنى آن مناطق و براى حفظ جانشان به ترکيه پناهنده شده اند . اين عده از پناهجويان که اتفاقا تعدادشان هم کم نيست از سال ٢٠٠٠ بدون هيچ گونه وضعيت مشخص و بلاتکليفى در ترکيه بسر ميبرند .پس از سال ها کميسارياى عالى برگه قبولى به آنها داده و در ٣ ماه گذشته هم به آنها کمک مالى کرده اما از ابتداى سال ٢٠٠٥ اعلام کرده که ديگر هيچ گونه کمکى به آنها نخواهد کرد . طبق آخرين خبر رسيده از ترکيه يکى از کودکان اين پناهجويان عراقى براى سير کردن شکم خود و خانواده اش مجبور مى شود در يک مغازه نانوايى مشغول به کار شود . او که کودکى ١٣ ساله است مجبور بوده در هر روز ساعتها کار سخت انجام دهد . اين کودک هفته قبل در حين کار يکى از انگشتان پايش قطع مى شود ولى در بيمارستان نه کميسارياى عالى پناهندگان نه کارفرما هيچ گونه کمکى به او نمى کنند . بالاخره انگشت پاى او را پيوند ميدهند ولى متاسفانه بعد از يک هفته چون عمل موفقيت آميز نبوده روز چهار شنبه پزشکان مجبور مى شوند که ٣ انگشت پاى اين کودک ١٣ را قطع کنند . اين حادثه ساعت ٣٠,٤ صبح و در حين کار رخ داده است . در نظر بگيريد يک کودک ١٣ ساله که بايد آن وقت از صبخ کاملا در خواب فرو رفته باشد مجبور است براى امرار معاش خانواده اش کار کند و در اثر نا امن بودن محيط کارش ٣ انگشت پايش را از دست بدهد .
عکس العمل کميسارياى عالى چيست !
آنها در جواب مى گويند به ما ربطى ندارد مگر ما گفتيم بياييد پناهنده شويد مگر ما گفتيم برويد سر کار ما هيچ کارى نمى توانيم انجام دهيم !!!
اينها بى شرمى را تا بدان جا رسانده اند که ديگر براى جان انسانها هيچ ارزشى قائل نيستند سازمانى که مدافع جان انسانها بايد باشد با بى شرمى تمام اعلام مى کند که مگر ما گفته ايم بياييد پناهنده شويد !!!
اين سازمان هم همان سياستهاى کثيف ضد انسانى دول غربى را در سرکوب پناهجويان به کار گرفته است .
اصلا از آنها بايد پرسيد شما چه امکاناتى را در اختيار پناهجو قرار مى دهيد که آنها مجبور به کار سياه و سخت نشوند . در سال ٢٠٠٤ فقط ١٥ درصد از متقاضيان پناهندگى جواب مثبت گرفته اند و سال ٢٠٠٤ يال اوج گيرى ديپورت پناهجويان بود . اين چه سياستى است . آيا در منشور سازمان ملل صحبتى از حقوق کودکان شده است يا نه !!
احتمالا همان کم ترين حقى ره که اشاره شده که صد البته ناقص هم هست در سازمان شما ديده نمى شود چرا!!
آيا جان انسانها تا اين حد بى ارزش شده است که هر بلايى مى خواهيد بر سر پناهجو مى آوريد !!!
پس دفتر سازمان شما در ترکيه چرا داير مانده است !!!
بابک شديدى
|
|