کودکان مقدمند

کمپین بین المللی در دفاع از حقوق کودکان

 

مرگ خاموش کودکان کار

خبرفلج شدن 15 کودک يک کارگاه کفاشي زير زميني واقع در نسيم شهر رباط کريم،  پس از گذشت يک سال از واقعه درروزنامه ها منعکس شد. خبر بسيار متاثر کننده و تکان دهنده است .اما اين خبر تنها به يک اتفاق اشاره نمي کند ، بلکه به يک وضعيت عمومي و يک سري فجايع دائمي اشاره مي کند . به کار کودکان و سوء استفاده ازبي سرپناه بودن آنها و فقرو نياز خانواده هايشان اشاره مي کند. چه کسي مي داند سالانه چه فجايعي از اين دست در دنيايي که ما در آن زندگي مي کنيم اتفاق مي افتد؟ نيازي به ارائه آمارو ارقام نيست. کافي است نگاهي به دور و بر خود ، به خيابانها ، کارگاه ها ، به مزارع و کوره پزخانه ها و ... بيندازيم و فجايعي که هر لحظه در حال وقوع است را ببينيم.

از کارفرما نمي تواني شکايت ودرخواست غرامت کني، چون کار کودک غير قانوني است وشکايت تو در چهارچوب قانون نمي گنجد. تامين اجتماعي هم مي گويد نمي تواني ازبيمه و حق از کارافتادگي استفاده کني، کارتوغير قانوني است و تو کارگر به حساب نمي آيي. حتي پزشکان نمي توانند علت فلج شدن کودکان را شناسايي کنند که کودکان بخاطر فلج شدنشان بتوانند شکايتي عليه کارفرما بکنند. آري اين کودکان با هيچ کس طرف نيستند . با يک سيستم غير انساني طرفند.قطعا انسانهاي آزاديخواه و شريف، تنها يک کارفرما را در مقابل اين فاجعه مسئول نمي دانند . يک سيستم اجتماعي مورد سوال است . سيستمي که بر نيروي کار ارزان و خاموش مبتني است. سيستمي که اساسش بر بهره کشي از انسانها استوار است. وچه کارگري  خاموشتر و ارزان تر از کودکان ؟!  

     بهزيستي اعلام کرده  که مسئوليتي در اين رابطه ندارد اين اداره فقط مسئول کودکان خياباني است. وزارت بهداشت مي گويد وظيفه اش فقط دادن تذکر و اخطار است،  دادگاه به کودک مي گويد نمي تواني از صاحبان سرمايه ودولتهاکه قوانين منع کار کودک را امضاءکرده اند شکايت کني،  بدين ترتيب  مي بينيم که  قوانين منع کار کودکان نيز به عامل مضاعفي  براي بي حقوقي آنها تبديل مي شوند. مسئله کار کودک مانند دهها مسئله اجتماعي ديگر ،  زاييده وجز  لاينفک  نظام سرمايه داري است و در چارچوب مناسبات سرمايه داري  قابل حل نيست به اين دليل ساده که قانون، کار کودکان را منع کرده است اما فقر ونياز را منع نکرده ونمي کند .

 

     آنگاه که

     ستمگران

 در سراسر پهنه خاک

 مکتب کينه و نفرت بنا مي کنند

               اما

               روزي

                      رنجبران

                             آن همه را

 در هم خواهند شکست

 و در سرسر پهنه خاک

 مکتب دوست داشتن را

 بنا خواهند کرد

                 ستمگران

                 زمين را

                       سراسر

زرادخانه اي مي کنند

بمب و تفنگ و مرگ را

                              اما

                            روزي رنجبران

                            زمين را

                            سراسر

کارگاهي ميکنند

زندگي و مهر ورزيدن را

                          و آنگاه ديگر

نه کينه اي به جا خواهد ماند

                          و نه نفرتي

نه زنداني به جا خواهد ماندو نه جنگي را             لطيف هلمت

 

Hit Counter