|
بازگشت به صفحۀ اول |
|
در روزنامه شرق آمده بود که
يک نوجوان ١٥ ساله در اثر مشاجره با پدرش دست به خودکشى زد و خود را از
پشت بام منزلشان به پايين پرت کرده است ، عرشيا که بدون اجازه ماشين پدرش
را از خانه بيرون برده بود به دليل عدم مهارت تصادف کرده بود ، پدر نيز
که از اين حادثه خشمگين شده بود با عرشيا به مشاجره پرداخته و عرشيا نيز
دست به اين کار زد . اين حادثه در نگاه اول براى يک نفر که در ايران
زندگى مى کند بسيار طبيعى است ، چون از اين دست حادثه ها کم نيست خودکشى
در سنين ١٤ تا ٢٥ هرساله با رشد آمار چند درصدى روبروست ، البته آمار خود
کشى بيشتر در ميان دختران شايع است و باز هم نسبت روستاها و شهر هاى فقير
مثل کرمانشاه در خودکشى نسبت به شهر هاى ديگر بيشتر است . به هر حال در
شهرهاى بزرگ جا براى فعاليت و رشد نسبت به محيط هاى بسته مانند روستاها
کمى بازتر است ، اما اين پديده خود کشى را ميتوان دقيقا به سيستم حاکم بر
جامعه ربط داد ، فشار هاى روحى و روانى روز مره که در زندگى براى يک
انسان بالاى ١٨ سال پيش مى آيد از او کوجودى ميسازد که قدرت تحليل را از
دست ميدهد و با کوجکترين نا هنجارى که در سير پيش بينى شده او اتفاق مى
افتد ، دست به عملى مانند کتک کارى ، داد و فرياد و رفتارهاى عصبى روانى
ديگر ميزند . اين افراد هنگامى که صاحب کودک ميشوند ظرفيتشان در اين
زمينه بسيار پايين مى آيد ، چون نگهدارى از کودک براى اين دسته بسيار سخت
و مشکل است و تنها نکته اى که مد نظر آنهاست صاحب شدن بچه است و اتلاق
الفاضى مانند بابا يا مامان درجامعه به آنهاست . هيچ گاه حتى براى لحظه
اى به سير رشد جسمى روانى کودک فکر نکرده اند . و اين خود پايه گذار
بسيارى از نا بهنجارى ها در خانواده مى باشد . هنگامى که در اين مسير به
مشکلى بر ميخورند سريع دست به شيوه تربيتى اجدادشان ميزنند ، کتک ، آزار
روحى ، ترساندن ، فحش و ناسزا ، توهين و تمسخر و به راه٩ انداختن يک جنگ
روانى تمام عيار آن هم بر عليه کى !!!
يک کودک ضعيف و بى پناه .
که البته در خانواده هاى سنتى ايران اين بيشتر در پدر ها شايع است . آنجا
که تحقيقات نشان ميدهد اکثر کودکان دلخوشى از پدر ندارند و هنگامى که
خاطرات نيک کودکى را بازگو ميکنند فقط از مادر نام ميبرند ، و باز هم
دليل اين را ميتوان در ٢ مرحله جستجو کرد
١ . اينکه مردان در بيرون از خانه کار ميکنند و اکثر فشارهاى جامعه بر
دوش آنهاست و جامعه سرمايه دارى آن چنان آنها را خسته و پريشان مى کند که
چنين روحيه اى براى آنها ميسازد .
٢ . نبود فرهنگ و نرم هاى بالاى تربيت فرزندان را در آن جامعه مسخره
ميکنند ، اينها بسيار عادى است که اين هم باز به آنجا بر ميگردد که تمام
محبت فرهنگى شامل طبقه خاصى است که آسوده و فارغ از غم نان زندگى مى کنند
. پس آنطور ميشود نتيجه گرفت که شيوه هاى تربيتى غلط که توسل به زور را
طبيعى ميداند آنچنان ذهن کودک را مخدوش ميکند که دست به رفتارهاى نا
معقولى مانند خودکشى مى زند . راجع به اين قضيه خاص عرشيا اوضاع بدتر است
. چون خودکشى ها به ٢ دسته تقسيم ميشوند
١ . خود کشى هايى که براى جلب توجه هستند و شخصث که خود کشى ميکند بيشتر
قصد دارد که به نحوى خود را نشان دهد و مورد لطف بقيه باشد که اکثرا با
قرص دست به خودکشى ميزنند و به نحوى اطرافيان را مطلع ميکنند .
٢ . دسته بعدى خود کشى هايى است که واقعى هستند و شخص هيج اميدى به زندگى
ندارد و در آن لحظه فقط به مرگ مى انديشد ، خودسوزى ، پرت کردن از ارتفاع
و ....... از اين دسته هستند ، تازه فرض کنيد که شيرجه به روى بتون در
حالت عادى چقدر ترسناک است و چه شطايطى براى اين کودک به وجود آمده است
که دست به اين کار وحشتناک زده است .
از سويى اين رفتارها از ٢ جنبه قابل بررسى است
١ . عرشيا بدو ن اجازه و بدون گواهينامه اقدام به برداشتن ماشين کرده است
که در ايران اگر کسى بدون گواهينامه با کسى تصادف کند و طرف بميرد جرم آن
قتل عمد شناخته شده و مجازاتش اعدام است . که کودک ١٥ ساله را خطر اعدام
تهديد ميکند .
٢ . فقر خانواده
چرا که خريد ماشين براى يک خانواده خيلى مشکل است و خرج و مخارج اان هم
بسيار زياد است و شرکت هاى بيمه هم هيچ خرجى را متحمل نمى شوند هنگامى که
عرشيا پشت ماشين بوده است پدر که قدرت تحليل اين قضيه را نداشته است و در
برابر کوهى از مشکلات خود را بى پناه ميديده است با يک اقدام دست به
آنچنان فشار روحى براى عرشيا زده که کودک براى حفظ غرور حود و حتى مقابله
با ترسش دست به اقدام معکوس زده است . که اين زاويه غرور در ايران
نوجوانى هم قابل بررسى است و پدر و مادر ها بايد به اين موضوع توجه کنند
، چون هر گونه مخدوش کردن غرور و استقلال شخصيت که نوجوان در اين سن به
دنبال آن است ميتواند زننده ضربه هاى جدى به شخصيت کودک باشد .
بابک شديدى |
|
|
| |
www.childrenfirstnow.com
childrenfirstnow@hotmail.com
+001 416 737 9500
|
www.barnenforst.com
barnenforst@hotmail.com
0046-70-852 67 16
|
Bank
giro:5080-2065
post giro:128012-2
|
|