به یاد فاطمه شاهیندال، کنفرانس بین المللی،
اسلام سیاسی و حقوق زنان 2006-02-01
مصاحبه با کریم شاه محمدی
کودکان مقدمند: نهاد کودکان مقدمند به همراه
چند سازمان و کمپین کنفرانس بین المللی را سازمان دادند که در یوته بوری
و استهکلم برگزار شد. هرچند که هدف این کنفرانس بطور تیتروار در اطلاعیه
آمده بود اما می خواستم برای خوانندگان ما توضیح دهید اهداف اساسی از
برگزاری این کنفرانس چی بود؟ بخصوص چرا نام این کنفرانس را به یاد فاطمه
شاهیندال گذاشته بودید؟
کریم شاه محمدی: قبل از اینکه از اهداف این
کنفرانس شروع کیم اجازه می خواهم از قسمت دوم این سوال ,, که چرا نام این
کنفرانس به یاد فاطمه شاهیندال است,, شروع کنم و شما را رجوع می دهم به
گوشه ای از سخنان فاطمه و آشنائیم با او که در سمیناری که در پایز سال
2001 درلوکال سازمان نجات کوک تدارک دیده شده بود و خاطره ای که داشتم.
,, من
به اینجا دعوت شده ام که در مورد تجاربی که از زندگیم کسب کرده ام و
شرایط سختی که به دختران مهاجر در سوئد تحمیل شده است بازگو کنم که
تجربه ای باشد برای شماها که با هم راه حلی پیدا کنیم من در یکی از دهات
کردستان ترکیه به دنیا آمدم و تا هفت سالگی آنجا زندگی کردم به علت فشار
اقتصادی با خانواده ام به سوئد مهاجرت کردیم در سن کودکی همه چیز عادی
ولی هرچه سنم بالاتر می رفت شرط های سنتی , فرهنگی برایم می گذاشتند حق
نداشتم با پسران سوئدی که هم کلاسم بودند صحبت کنم و در سن نوجوانی می
خواستند من را به ترکیه بفرستند تا با کسی که خانواده ام می خواست ازدواج
کنم ولی من تسلیم خواست آنها نشدم و این را حق خودم می دانستم که با کسی
که خودم دوستش دارم ازدواج کنم بلاخره با پسر سوئدی آشنا شدم و تا مدتی
از چشم خانواده ام پنهان ماند تا روزی تصادقی پدرم من را با دوست پسرم
دید او با آشفتگی و عصبانیت به ما حمله کرد و شروع کرد به زدن من و دوست
پسرم ما هر طوری شد از دست او فرار کردیم و از آن به بعد من فراری شدم و
مجبور شدم مخفی زندگی کنم خانواده من تصمیم گرفتند که مرا هر طوری شده
بکشند برادر کوچکم را مامور این کار کردند که وقتی مرا کشت او به سن
قانونی نرسیده است و در نتیجه جرمش کمتر خواهد بود. به پلیس مراجعه کردم
آنها مسئله را جدی نمی گرفتند چونکه ناموس و قتلهای ناموسی پدیده ای
چندان آشنایی برای آنها و ادارات مربوطه نبود در نتیجه تصمیم گرفتم که
این موضوع را به مطبوعات بکشانم تا از این طریق کاری بکنیم وبرای همین من
اینجا آمده ام,, وقتی به حرفهای فاطمه گوش می دادم خیلی متاثر شدم
شماره تلفون را از او گرفتم و همیشه در این فکر بودم که باید کاری کرد با
او در تماس بودم در مورد شرایط سخت زندگیش صحبت می کرد چیزی که کابوس
زندگیش شده بود این بود که مادرش را هم از دست داده است که او را همیشه
در آغوش داشت.
یک ما قبل از اینکه این اتفاق شنیع به وقوع
بپیوندد و او را به قتل برسانند به فاطمه زنگ زدم و او را به میز گردی که
داشتیم که ,,علیه خشونت به کودکان بود,, دعوت کردم که در این بحث و
مجادله شرک کند او اظهار داشت که به کنیا می خواهد برود که رشته اش را
پراکتیک کند و همچنین با او صحبت کردم که اگر مناسب می دانید می خواهم
با خانواده ات صحبت کنم که تاثیری روی این افکار عقب مانده بگذارام که از
این تهدیدات دست بر دارند ولی فاطمه موافق نبود و فکر نمی کرد چنین تلاشی
مثمر ثمر خواهد بود به هر حال وقتی که عکس او را روی صفحه تلوزیون دیدم
که فاطمه به قتل رسید برای مدت طولانی خودم را نمی بخشیدم و می گفتم ای
کاش با خانواده اش تماس می گرفتم که شاید می شد از چنین تراژدی جلوگیری
کرد. این بود آن خاطرۀ تلخ و فراموش نشدنی که داشتم .
به قسمت سوال اول بر می گردم ,,اهداف اساسی
کنفرانس,, به نظرم اهدافی که این کنفرانس تعقیب می کند یکی از شیوه های
موثری است که بتوان بر افکار عموم تاثیر گذاشت وبه این وسیله بتوان
قدمهای برداشته شود که بر شرایط زدندگی اسفناک دخترانی که در محیطهای
اسلام زده و مردسالار به وجود آمده و یا تحمیل شده است تغیر پیدا کند.
فاطمه یکی از قربانیان سنتها و فرهنگ عقب مانده و ارتجاعی بود که مذهب ,
اسلام و اسلام سیاسی به طور مشخص یکی از عوامل پر و پا گرفتن این فرهنگ و
سنتها می باشد
و
این کنفرانس کیفر خواستی است بر علیه عاملین اصلی چنین جنایتها یعنی
جنبشهای مذهبی و دولتهای که با این جنبشها مماشات می کنند و یا اینکه با
سیاستهای نسبیت فرهنگی تحت نام احترام به فرهنگ چنین جنبشهای را تقویت
می کنند بنابر این تلاش ما این است که
دست مذهب از این محیطها باید کوتاه
گردد و از طرف دیگر تئوری نسبیت فرهنگی را بعنوان یک سیاست عمیقا راسیستی
ترد و افشا کرد.
كودكان مقدمند: شما بعنوان یك نهاد مدافع
حقوق كودك چه رابطه ای بین پیشبرد اهداف خود و برگزاری كنفرانسهایی از
این نوع كه اولا سیاسی است و ثانیا مسئله زنان است و ثالثا به جایگاه و
نقش مذهب و فرهنگهای سنتی و عقب مانده در روابط انسانها و جامعه برمیگردد
میبیند كه ملزمتان میكند به پای سازمان دادن این چنین اجتماعاتی بروید؟
کریم شاه محمدی: سوالی که مطرح کرده اید
جالب است نکاتی که روی آنها انگشت گذاشتید مهم است و جواب به این سوالات
بحث مفصلی می طلبد ولی تلاش خواهم کرد که اشاره ای هر چه کوتاه به
نکاتی که مطرح کرده اید داشته باشم به سیاسی بودن این کنفرانس اشاره کرده
اید به نظر من هر اعتراض اجتماعی یا بحث و جدلی که صورت خواهد گرفت خواه
نا خواه متوجه دولتها و احزاب می شود دفاع از حقوق کودک,زنان, پناهندگان
و غیره و به کرسی نشاندن آن در رابطه با دولت و جامعه و یا احزاب
جامعه می توان توضیح داد بنا براین جامعه است که به طور عموم در قبال
زندگی شهروندانش مسئول است و به طور اخص دولتها . وقتی از حقوق کودک
صحبت به میان می آید دولت است که باید شرایطی را فراهم و تامین کند که
عاری از خشونت و آزار به کودکان باشد پس به این معنا این کاری را که ما
دنبال می کنیم سیاسی است و از طرف دیگر فکوس این کنفرانس در مورد اسلام
سیاسی و حقوق زنان است و این کنفرانس یعنی افشا کردن یک نیروی که ضد ترقی
خواهی , ضد زن و ضد کودک است ما به عنوان یک نهاد از هر جنبش آزادی
خواهانه که بتواند این نیروی سیاه را از زندگی بشریت و به طور اخص کودکان
کنار زند حمایت می کنیم.
اسلام و اسلام سیاسی به طور اخص و همۀ
مذاهب به طور عموم زن آزار و کودک آزار است طبیعی است که اگر می خواهیم
یک تشکل ماکزیمالیست و رادیکال و موثری داشته باشیم باید با این پدیده
مبارزه کنیم به طور مثلا
حجاب كودكان كه جنبش اسلام سیاسی یكی از مدافعان اصلی آن است٬ مسئله
مدارس اسلامی بعنوان مركزی برای هویت تراشی مذهبی برای كودكان و مسئله
قتل های ناموسی كه باز جنبش اسلام سیاسی یكی از مشوقین آن است و
غیرہ.... این یک رابطه نزدیكی است بین جنبش برابری زنان و حقوق كودكان به
این اعتبار این جنبش همانقدر که مترقی٬ آزادیخواه و برابری خواه است
میتواند شرایط را برای تحقق خواستهای كودكان تسهیل و تسریع كند.