بچه ها ابزار قدرت نیستند
والدینی که روزی وجود فرزند را شاهپایه زندگی پنداشته
اند و سبب استحکام زندگی مشترک خود ، گمان نمی کردند که او را بازیچه
اختلافات زناشویی خود کنند . شاید روزی که پیمان محبت و همکاریشان را
جشن گرفتند حتی لحظه ای اختلاف از ذهن شادشان عبور نمی کرد چه رسد به
اینکه فرزند را قربانی اختلافات میان خود کنند . اما اکنون که در جاده
زندگی شان به کوره راهی خاکستری میرسند :
متاسفانه در بیش از 90% از اختلا فات خانوادگی کودکان به
عنوان ابزاری برای مقابله و به دست آوردن |پیروزی و موقعیت بهتر از جانب
والدین – آگاهانه یا نا آگاهانه- مورد سوء استفاده قرار میگیرند . بدون
آنکه والدین به عواقب زیان بار این دسته بندی توجه داشته باشند .
و این همه آمار تاسف بار تنها به این دلیل است که کودک
در چنین روابط و مناسبات خانوادگی در ایران
جایگاه خاص خود را ندارد .
کم نیستند والدینی که در لحظات سخت اختلاف خود ، با
مظلوم نمایی خود سعی در جذب افکار کودک به سمت خود دارند، شاید بتوانند
پیروز مبارزه باشند ، یا اینکه سعی میکنند با القای افکار منفی از طرف
مقابل به کودکشان، برای خود امتیازات بیشتری کسب کنند و شخصیت دیگری را
کوچک جلوه دهند ، بدون توجه به اینکه روح لطیف و حساس کودکشان را در
دوراهی انتخاب قرار میدهند . بدون توجه به اینکه کودک آنها در هر شرایطی
نیازمند برخورداری از محبت هر دوی آنهاست .
و دست دراز میکند تا دخترک را که به گفته خودش
ماههاست او را ندیده است در آغوش بکشد ، اما دخترک وحشتزده خود را پشت
چادر مادر پنهان میکند و جیغ میزند ......
تمام پیوند های عاطفی او و پدرش با دوری چندین ماهه
گسسته شده است .
پدرش با او غریبه است.
متاسفانه گاهی خانواده بدون جدایی رسمی دچار از هم
گسیختگی میشود که فرزند را در بلاتکلیفی عاطفی قرار میدهد . در این
خانواده ها کودک به عنوان اهرم قدرت تلقی میشود ، خواه نا خواه باید وارد
میدان جنگ پدر و مادر شود .
در چنین شرایطی است که زمینه برای
لشگر کشی های مدام هر یک از طرفین علیه دیگری فراهم میشود چنانکه با هر
تلنگری به پیکر زندگی شان ، شروع به کار منفی روی ذهن کودک خود کرده او
را وادار میکنند تصویری خلاف واقع از دیگری داشته باشد . این اشتباه از
سوی چنین والدینی - از روی نا آگاهی یا حتی براثر شرایط سخت زندگی- شاید
در کوتاه مدت محبت فرزند را یه ایشان جلب کند ، اما در بلند مدت ، این
روح و روان کودک است که صدمات بدبینی ، تنفر ، و از همه مهمتر خلا عاطفی
راتا ابد پذیرا ست .
اینچنین است که کودکانی که به هر صورت نقش یکی از والدین
را کمرنگ احساس میکنند بزرگسالی از حل خیلی از مسائل خود عاجزند ، طبق
نظر روانشناسان، کودکانی که خلا ناشی از عدم وجود پدر را همراه زندگی خود
دارند ، گاها از مهارتهای کلامی برخوردار نیستند ، افت و شکست همراه
همیشگی تحصیل آنهاست ، مسئولیت پذیری کمتری دارند – به دلیل عدم اعتماد
به نفس-، اظطراب و استرس مهمان هر لحظه زندگی آنهاست .
با توجه به آمار سازمان بهزیستی در ایران :
متاسفانه 55% از زندانیان
، 70% از دانش آموزان اخراجی از مدارس، 82 % از دختران نوجوان فراری ،
و 65 % از معتادان جامعه ایران ، از خانواده هایی بودن اند که یا به طور
کل از وجود پدر محروم بوده اند و یا پدر نتوانسته نقش خود را به طور صحیح
و موثر ایفا کند .
ای کاش والدین میدانستند جدال زناشویی آنها تنها مربوط
به خود آنهاست .
کاش میدانستند رفتار آنهاست که مهر تایید نقش آنها در
زندگیست نه تایید کودک آنها .
فرزند ،
ثمره روزگاری است سراسر نشاط
و عشق
که اینک
ابزاری است برای پیروزی یکی
بر دیگری
آرام – گ 8/4/1384