اعدام کودکان و نوجوانان توسط جمهوری اسلامی،
بايد به اين توحش خاتمه داد
عبدل
گلپریان
24
ژانویه 2007
کودک
کشی توسط رژیم جمهوری اسلامی امری کاملا متعارف و موازی با قوانین اسلامی
آن است. دوران عصر حجر و قرون وسطی را نمیتوان حتی با قوانین حکومت اسلام
و کلا مذهب مقایسه کرد.اعدام کودکان توسط ماشین انسان کشی رژیم اسلامی و
طی حاکمیت 3 دهه از موجودیت منحوسش، کماکان ادامه دارد. رژیم جمهوری
اسلامی از مقطع به قدرت رسیدنش تا کنون، کودکان زیادی را به کشتن داده
است. کشتار کودکان بیشماری در دوران جنگ ایران و عراق و برای خنثی کردن
مین ها، دستگیری و زندانی کردن کودکانی که تحت عنوان " مجرم" به زندان
افکنده شده اند، یکی از سیاهترین کارنامه های این رژیم است. دلارا
دارابی، نازنین فاتحی، و دهها و صدها کودک و نوجوان دیگر، از جمله کسانی
بوده اند که زیر سن قانونی از طرف دستگاه کودک کشی رژیم اسلامی، به اعدام
محکوم شدند.
عامل
اصلی تمام نابسامانیهای اجتماعی در این مملکت، سرگردانی کودکان، کودکان
کار و خیابانی، اعتیاد و تن فروشی، فقر و بیکاری، گرانی و نداری و بسیاری
مصائب دیگر، جمهوری اسلامی است. مافیای رژیم اسلامی زتدگی میلیونها انسان
و بویژه کودکان را با مخاطره جدی همراه ساخته است.
این
رژیم با تبلیغات عوامفریبانه در دوره جنگ، کودکان زیادی را که جایشان در
مدرسه و شهرکهای بازی و شادی و خنده بود، به قتلگاههای جنگ و روی مینها
فرستاد. خوش شانس ترین آنها هم اکنون معلول و خانه نشین هستند. پدیده
اعدام بعنوان ابزار قتل عمد دولتی و برگرفته از موهبت الهی توسط جمهوری
اسلامی، برای زهر چشم گرفتن از مردمی است که خود بانی فقر و سیه روزی
آنان است. نباید گذاشت بیش از این کودکان و نوجوانان ما قربانی ماشین آدم
کشی این رژیم شوند. رژیم اسلامی و قوانین ارتجاعیش، کودکان زیادی را بی
خانمان، بی سرپرست و روانه زندانها و قتلگاهها نموده است بانی سرنوشت هر
کدام از کسانیکه زیر سن قانونی از طرف رژیم اسلامی به اعدام محکوم می
شوند، همین رژیم اسلامی است. نباید بیش از این دست رو دست گذاشت و نظاره
گر جنایات دیگری از جانب این دستگاه آدم کشی بود. تا کنون به یمن تلاش و
فعالیتهای شبانروزی کمیته بین المللی علیه اعدام و تلاش و همکاری
انسانهای آزادیخواه بسیاری در چهار گوشه جهان، و اعتراضات اجتماعی در
جامعه، رژیم اسلامی کودک کش، ناچار به عقب نشینی شده است. اگر تا کنون
این تلاشها توانسته است جان بسیاری را از خطر قتلی که در روز روشن و در
جلو چشم همگان توسط این رژیم صورت می گیرد، نجات دهد تنها و تنها به خاطر
حضور صفی قدرتمند از مردم متمدن و آزادیخواهی است که دور کمیته بین
المللی علیه اعدام گرد آمده اند. اما این هنوز کافی نیست. نباید در
انتظار نشست تا بارها و بارها رژیم اسلامی لیست دیگری از کودکان و
نوجوانان را آماده طناب دار کند و ما و مردم هم این امید را داشته باشیم
که برای نجات جان این انسانها اعتراضات بین المللی راه بیندازیم. این کار
را باید مدام کرد اما مهمتر از همه بایستی کاری کرد که این قتل و این آدم
کشی دولتی را متوقف کرد. باید پدیده اعدام و این کثیف ترین جنایت که
آگاهانه و عمدا توسط دولت صورت می گیرد، با اعتراض قدرتمند مردم شریف و
آزادیخواه و برابری طلب در جامعه پاسخ بگیرد و ممنوع اعلام گردد. جنبش
اجتماعی مردم علیه اعدام و ممنوعیت کامل آن باید بتواند روز بروز وسیعتر
و قدرتمند تر به میدان بیاید. باید حول کمیته بین المللی علیه اعدام گرد
آمد. راه دیگری وجود ندارد. باید متحد و یکپارچه از فرزندانمان، از جگر
گوشه هایمان، از انسان و انسانیت دفاع کرد.
لغو فوری اعدام
بعنوان کثیفترین جنایت و آدم کشی عمدی، می تواند خواست و مطالبه فوری این
جنبش باشد. روزی که ممنوعیت اعدام را به رژیم کودک کش تحمیل کنیم، گامهای
وسیعی را در سرنگونی آن برداشته ایم. چنین روزی دور نیست.همانگونه که می
توانیم دست در دست هم جان انسانی را از مرگ نجات دهیم، همانگونه که با هم
توانستیم نازنین را به آغوش خانواده اش و برای زندگی باز گردانیم و رژیم
اسلامی را به عقب نشینی واداریم، قطعا خواهیم توانست ممنوعیت اعدام را
نیز بکرسی بنشانیم.