همين 2 ماه پيش در تهران اتفاق افتاد. يك مستخدم كه در جريان فروش نوزادي قرار گرفته بود، مسوولان بيمارستان و پليس را خبر كرد. آن روز، مستخدم يكي از بيمارستان‌هاي جنوب تهران كه مشغول نظافت بود، متوجه مكالمات تلفني مشكوك يك زن جوان شد كه مي‌خواست فرزند 2 روزه‌اش را بفروشد.

او موضوع را به مسوولان بيمارستان اطلاع داد و ماموران حراست بيمارستان فهميدند كه آن زن جوان مي‌خواهد پسر كوچولوي 2 روزه‌اش را 3 ميليون تومان به يك زوج نابارور بفروشد. پليس را خبر كردند و پس از دستگيري مادر نوزاد، پرونده را براي رسيدگي به شعبه دوم دادسراي جرايم اطفال فرستادند.

فرزانه 25 ساله است؛ مادر اين نوزاد فروشي. خودش اعتراف مي‌كند كه به خاطر اعتياد شديد به شيشه و قرص‌هاي روانگردان، مجبور بوده فرزندش را بفروشد. او قبلا هم زندگي‌اش را به خاطر اعتياد از دست داده. همسر اولش او را به خاطر اعتياد شديد طلاق داد و بعد به عقد موقت يك فروشنده مواد مخدر به نام ناصر درآمد. وقتي باردار شد، شوهر دوم هم به طرز مشكوكي ناپديد شد. فرزانه مجبور بود به خانه پدرش برگردد، اما آنها او را با يك بچه قبول نمي‌كردند. يكي از دوستان فرزانه پيشنهاد مي‌دهد بچه‌اش را بفروشد و او هم قول كمك مي‌دهد. چند وقت بعد، او يك زوج نابارور پيدا كرد و طبق توافق، قرار مي‌گذارند بچه را 3 ميليون تومان بفروشد. حالا هم مادر زنداني است هم همدستش و بچه را هم سپرده‌اند به بهزيستي تا تكليفش روشن شود.

فروش 145 نوزاد

هيچكدام از ماجراهاي فروش نوزاد به اندازه ماجراي باند اصفهان پرسر و صدا نبوده است. اعضاي اين شبكه بزرگ فروش نوزادان، بعد از دستگيري به فروش 145 نوزاد اعتراف كردند. اين باند از يك پزشك، 3 ماما، 3 پرستار و 2 كارمند ثبت احوال تشكيل شده بود كه مي‌گويند خيلي از اين بچه‌هاي اصفهاني را به كويتي‌ها فروخته‌اند. اعضاي اين باند، نوزادان را به 10 ميليون تومان به زوج‌هاي نابارور مي‌فروختند.

سردسته باند يك پزشك بود. او نوزادان را به محض تولد مي‌فروخت و 3 ماما هم خريداران و فروشندگان را شناسايي مي‌كردند. ماجراي اين باند هم شبيه بقيه داستان‌هاي فروش نوزاد است. يك طرفش زوج‌هايي كه به خاطر فقر مالي نمي‌توانستند بچه‌شان را نگهداري كنند يا دختراني كه ناخواسته باردار شده بودند. فروشنده‌ها كم نبودند. ماماها بعد از شناسايي فروشنده ها، دنبال خريدار مي‌گشتند و آنها را از بين زوج‌هاي نابارور شناسايي مي‌كردند.

پس از شناسايي خريدار و فروشنده، آقاي دكتر وارد عمل مي‌شد. او با كمك 3 پرستارش، زن باردار را در كلينيكش بستري مي‌كرد. نشاني و مشخصات فروشنده را مي‌گرفت و زايمان را انجام مي‌داد. بعد از زايمان هم حلقه آخر زنجير، فعاليتش را آغاز مي‌كرد. سردسته باند، گواهي تولد جعلي با مهر بيمارستان يا زايشگاه تهيه مي‌كرد و آن را به اعضاي باند در اداره ثبت احوال مي‌داد. 2 عضو اين باند كه كارمند ثبت احوال بودند، با مدارك جعلي تولد نوزاد و مدارك زوج خريدار، به نام آنها براي نوزادان شناسنامه صادر مي‌كردند. آنها 10 ميليون تومان از خريدارها مي‌گرفتند، يك ميليون تومانش را به فروشندگان مي‌دادند و بقيه‌اش را بين خودشان تقسيم مي‌كردند.

اعضاي اين باند در 7 سال فعاليتشان، بيش از 5 ميليارد تومان به دست آورده بودند. بازپرس پرونده، بعد از تكميل تحقيقات و شناسايي نوزادان، شناسنامه‌هاي آنها را باطل كرد. خريداران به جرم استفاده از سند مجعول و معاونت در جعل سند و اعضاي باند هم به جرم خريد و فروش نوزاد، تحصيل مال نامشروع، استفاده از سند جعلي و معاونت در جعل دستگير شدند.

راه دشوار فرزندخواندگي

با هر حقوقداني كه صحبت كني، علت اصلي رواج خريد و فروش نوزاد را تشريفات سخت سازمان بهزيستي براي فرزندخواندگي مي‌داند. درواقع، مساله خريد و فروش و سرقت كودكان با ناباروري برخي خانواده‌ها مرتبط است. تشريفات سخت اداري سازمان بهزيستي براي والدين علاقه‌مند به پذيرش فرزند، آنها را مجبور مي‌كند براي فرزندخواندگي كودك موردنظرشان، مبالغ بالا به دلالان يا فروشندگان نوزادان پرداخت كنند. افروز مغزي، حقوقدان و وكيل دادگستري مي‌گويد: ‌«ارث و محرميت مساله فرزندخواندگي را در ايران دشوار كرده است. در اسلام، فرزندخواندگي مجاز است، اما كودكي كه فرزندخوانده شده، ارث نمي‌برد و با پدر و مادرش محرم نيست. سازمان بهزيستي براي مساله ارث راه‌حلي پيش‌بيني كرده و پدر و مادري كه كودكي را به فرزندي قبول كرده‌اند، بايد ملك يا مالي را به نام فرزند جديدشان ثبت كنند. اين نكته هرچند براي كودك مزيتي به حساب مي‌آيد، اما در عمل دست پدر و مادران را در پذيرش فرزند مي‌بندد؛ چون بسياري از زوج‌ها در مقطعي كه مي‌خواهند كودكي را به فرزندي قبول كنند، امكان مالي ندارند. براي چنين پدر و مادري راحت‌تر اين است كه با پرداخت مبلغي، آرزويشان را محقق كنند.»

هرچند در پرونده‌اي مثل پرونده 145 نوزاد اصفهاني، تلاش شد تا مصلحت كودكان در نظر گرفته شود و دادستان اصفهان اعلام كرد كه در روند رسيدگي به پرونده‌ها، طرفين احضار مي‌شوند و براساس توانايي مالي، مشخص شدن نسب خانوادگي و خواسته و مصلحت كودك، مساله نگهداري كودكان حل مي‌شود، اما بازهم سرنوشت كودكان در اين پرونده در ابهام است. ماجراي باند اصفهاني آنقدر سر و صدا كرد كه تا مدت‌ها موضوع بحث بود و بيش از هرچيز سرنوشت كودكاني كه بعضي از آنها حدود 7 سال با خانواده خريدار خود زندگي كرده‌ بودند، ذهن‌ها را به خود مشغول كرد. آيا آنها به پدر و مادر اصلي‌شان برگردانده شده‌اند يا با خانواده خريدارشان زندگي مي‌كنند؟ به گفته افروز مغزي، حقوقدان، براساس قانون مساله خريد و فروش نوزاد، جرم‌انگاري نشده و قضات تنها مي‌توانند كودك را از والدين جديد بگيرند و به والدين اصلي اگر وجود داشته باشند بدهد و دست‌اندركاران پرونده‌هاي فروش نوزادان، درواقع تنها بخاطر جرم‌هايي مثل تحصيل مال غيرمشروع و جعل سند و... محكوم مي‌شوند، نه جرمي به عنوان فروش نوزاد.

يك كودك، 7 خانواده

سال 85 است.‌ عصر روز ‌سه‌شنبه، ماموران كلانتري 103 گاندي از جريان فروش يك نوزاد خبردار شده‌اند. يك زن جوان ادعا مي‌كند مردي 58 ساله، مي‌خواهد كودك 3 ساله‌اش را به قيمت 3 ميليون تومان بفروشد. زن جوان كه ماموران را باخبر كرده، مي‌گويد غير از كودك 3 ساله‌اي كه همراه مرد است، همسرش هم در چهار‌راه بالايي مي‌خواهد يك كودك يكساله را بفروشد. ماموران در چهارراه بالايي، همسر او را كه كودك يكساله‌اي را در آغوش خود داشت، دستگير مي‌كنند. زن و شوهر اول اعتراف نمي‌كنند، اما پس از مدتي مي‌گويند چون توان پرداخت هزينه‌هاي اين دو بچه را نداشته‌اند، خواسته‌اند آنها را بفروشند. بچه‌ها را تحويل بهزيستي مي‌دهند تا درباره اين زوج ميانسال تصميم گرفته شود.

كامران و مريم اما براي فروش پسر نوزادشان قولنامه تنظيم كرده‌اند. قيمت نوزاد آنها، 2 ميليون تومان بود و مي‌خواستند او را به يك زن و شوهر بي‌فرزند بفروشند. تماس تلفني يك شهروند تهراني، افسران اداره آگاهي را از اين معامله خبردار كرد، در حالي كه زن و شوهر فقير، نوزادشان را قولنامه كرده بودند و 2 ميليون تومان گرفته بودند. وقتي ماموران از ماجرا مطمئن شدند، سراغ خريداران پسربچه در شمال تهران رفتند و آنها را بازجويي كردند. زن و شوهر جوان كه حسرت فرزند بر دلشان بود، مجبور شدند پدر و مادر اصلي نوزاد را معرفي كنند. كامران و مريم دستگير شدند و پرونده به دادسرا فرستاده شد. آنها علت اصلي فروش فرزند خود را فقر و بيكاري اعلام كردند و به تنظيم قولنامه اعتراف كردند. پسر فروخته شده هم به شيرخوارگاه فرستاده شد.

اما ماموران انتظامي قزوين، خودشان زن 25 ساله‌اي را كه قصد فروش نوزادش را داشت، دستگير كردند. ليلا در شهرستان اقباليه براي فروش بچه‌اش اطلاعيه‌اي منتشر كرده بود و گفته بود مي‌خواهد نوزاد 20 روزه‌اش را بفروشد. مامورها با لباس خريدار به اقباليه رفتند. ليلا، اهل نهاوند تاكستان بود و از يك ماه قبل به اين شهر آمده بود. 6 ماه قبل، اكبر همسر ليلا محكوم به حبس ابد شده بود و ليلا پس از وضع حمل، هر چه فكر كرده، ديده بود نمي‌تواند هزينه‌هاي بچه را تامين كند. يكي از پرستاران بيمارستان وسوسه‌اش كرد كه بچه را بفروشد. اين بار چون هنوز خريداري در كار نبود، فقط ليلا را دستگير كردند و بچه هم...

فقر، عامل اصلي فروش نوزادان از سوي والدينشان است. خانواده‌هايي كه دست به اين كار مي‌زنند، اغلب تحت‌تاثير يك بحران شديد، اقدام به فروش نوزادشان مي‌كنند و در مواقعي هم مجبور مي‌شوند. در بسياري از پرونده‌هاي فروش نوزاد، مادر عامل اين كار بوده كه معمولا به خاطر طلاق، بيكاري همسر يا زنداني بودن اوست.

اين دسته از والدين معمولا از عواقب تصميم‌شان آگاه نيستند و پس از گذشتن از بحران، پشيمان مي‌شوند و شايد درصدد پيدا كردن نوزادشان بر بيايند.

از سوي ديگر، بنا بر اعلام سازمان بهزيستي، هم‌اكنون كودكان بي‌سرپرست زيرپوشش بهزيستي، تنها 15 درصد فرزندان بهزيستي هستند و به نظر مي‌رسد قانون فرزندخواندگي به تنهايي پاسخگوي تحقق نيازهاي كنوني نيست. آمارهاي منتشر شده از سوي سازمان بهزيستي نشان مي‌دهد كه سالانه تنها هزار كودك به خانواده‌ها واگذار مي‌شوند و در حال حاضر به ازاي هر كودك، 5/7 خانواده متقاضي فرزند‌خواندگي تشكيل پرونده داده‌اند.

افروز مغزي، اين مشكل را ناشي از قوانين موجود در كشور مي‌داند: «ولايت قهري، يعني ولايت پدر و جد پدري غيرقابل سلب است و بر اين اساس، 87 درصد كودكان مورد حمايت بهزيستي، والديني دارند كه به علت اعتياد، بزهكاري، بيماري‌ يا مسائل اخلاقي به طور موقت صلاحيت سرپرستي كودك خود را از دست داده‌اند؛ به همين دليل امكان واگذاري سرپرستي آنها به ديگران وجود ندارد.» در حال حاضر، تنها 15 درصد از 21 هزار فرزندي كه در مراكز شبه خانواده به سر مي‌برند به دليل مشخص نبودن پدر، مادر و جد پدري قابليت واگذاري به خانواده‌ها به عنوان فرزند‌خوانده را دارند كه 4 درصد از اين تعداد نيز دچار معلوليت جسمي و ذهني هستند. به اين ترتيب از اين 15 درصد تنها 10 تا 11 درصد فرزندان شرايط لازم را براي واگذاري به خانواده‌هاي متقاضي به عنوان فرزندخوانده دارند.

بچه‌هاي هيچ‌كس

سال 85 بود و ماجرا پليسي‌تر از هميشه. زن با ترفندهاي خاص خودش نوزاد دختران فراري و خانواده‌ها را مي‌خريد. از يك سو؛ در يك مراسم مذهبي زن جواني كه گريه مي‌كرد، برايش تعريف كرده بود كه نازاست و اين موضوع اختلاف شديدي بين او و خانواده همسرش ايجاد كرده. به او وعده داده بود كه مي‌تواند كسي را پيدا كند تا نوزادش را به او بفروشد. آن سوي ديگر ماجرا، دختركي كه يك سال بود خانه پدرش را به خاطر فضاي ناآرام و فقر ترك كرده بود و بعد از يك آشنايي خياباني جنيني در شكم داشت، درخانه يك خانم دكتر منتظر تولد بچه‌اي بود كه خانم دكتر وعده داده بود او را در خانه به دنيا مي‌آورد و در عوض دستمزد، نوزادش را از او مي‌گيرد. اين داستان براي اعضاي باند خريد و فروش نوزادان 4 سال تكرار شد.

اين باند كلي عضو فعال داشت؛ يك پزشك مرد كه مطبش محل خريد و فروش نوزادان بود، يك پزشك زن كه عامل اصلي خريد و فروش نوزادان بود و در فريب دختران فراري براي فروش نوزادانشان هم نقش مهمي داشت، يك كارمند ثبت‌احوال كه شناسنامه‌هاي نوزادان فروخته شده را صادر مي‌كرد و يك زن و مرد كه رابط شناسايي خريداران و فروشندگان نوزادان بودند. آنها هر نوزاد را تا 5 ميليون تومان خريد و فروش مي‌كردند و قيمت نوزادان دختر گران‌تر بود. معلوم است كه متهمان اين پرونده هم دستگير شدند و چند خانواده از خريداران اين نوزادان هم شناسايي شدند، هر چند خيلي از فروشندگان دختران فراري بودند و مكان زندگي آنها معلوم نبود.

اوايل تير‌ سال گذشته هم حراست سازمان ثبت احوال گزارشي در اختيار بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي تهران قرار داد كه نشان مي‌داد افرادي با ارائه گواهي‌ تولد جعلي به اين سازمان براي چندين نوزاد شناسنامه گرفته‌اند. كارآگاهان در يكي از اداره‌هاي صدور شناسنامه‌ در سازمان ثبت احوال، متوجه فعاليت‌هاي غيرقانوني 3 نفر از كارمندان شدند كه در اين اداره مشغول به كار بودند. دستور بازداشت متهمان صادرشد. بعد، زن مامايي پيدا شد كه در اين باند با متهمان كار مي‌كرد. او خيلي زود اعتراف كرد و گفت: «زنان بارداري را انتخاب مي‌كردم كه نمي‌خواستند بچه‌دار شوند. به آنها پيشنهاد مي‌دادم تا بعد از تولد نوزادشان آن را به قيمت خوبي به يك خانواده بفروشند. قيمت پيشنهادي، آنها را وسوسه مي‌كرد. بيشترين دغدغه خريداران، گرفتن شناسنامه كودك به نام خودشان بود. چند بار به يكي از ادارات ثبت احوال رفتم و موفق شدم يكي از كارمندان را كه در قسمت صدور شناسنامه كار مي‌كرد، فريب دهم. وقتي او قبول كرد براي گرفتن شناسنامه براي نوزادان با من همكاري كند، 2 نفر از همكاران خود را هم به اين باند كشاند. ما در طول 3 سال فعاليت پنهاني بيش از 30 نوزاد را با اين روش خريد و فروش كرديم.» پدر و مادر هر 30 نوزادي كه فروخته شده بودند شناسايي شدند، اما كسي نمي‌داند تكليف بچه‌ها چه شده است.

مروري بر پرونده‌هاي فروش نوزاد نشان مي‌دهد كه هر سال چندين مورد از خريد و فروش نوزادان ثبت مي‌شود و اين جدا از مواردي است كه به صورت پنهان و در قالب باندهاي قاچاق اعضاي بدن، فحشا و استفاده از كودكان براي تكدي، دزدي و كار اتفاق مي‌افتد. در واقع، بسياري از موارد خريد و فروش نوزاد در باندهاي غيرسازمان يافته‌اي اتفاق مي‌افتد كه حتي دغدغه ثبت‌نام كودك در شناسنامه را هم ندارند و كودكان مورد نيازشان را از بارداري‌هاي ناخواسته و نامشروع تامين مي‌كنند. به گفته افروز مغزي، اين نوع از خريد و فروش نوزادان با قيمت‌هاي حقيرانه‌تري اتفاق مي‌افتد و كودكان به مقاصد غيرانساني به عنوان ابزار كار و خلاف، در اختيار باندهاي گوناگون قرار مي‌گيرند: «با توجه به محدوديت‌هاي سقط جنين در قوانين ايران، بسياري از بارداري‌هاي ناخواسته‌اي كه ادامه پيدا مي‌كنند به چنين نقطه‌اي ختم مي‌شوند. دختران فراري امكان نگهداشتن فرزندان اينچنيني را ندارند و سر و كارشان به اين باندها مي‌افتد


جام جم آنلاین

رویا سارانی کودکی خردسال که توسط پاسداران رژیم پرپر شد

رویا رو کشتید  

 

 

 

 

 

دلهاشکستید

گلهای پرپر برجا گذاشتید

بامرگ رویا , سوری بکردید

سیم و زر خویش افزون بکردید

رنگ سیاهی بردل نشاندید

فانوس دل راخاموش کردید

آن باغ زیبا مصلخ بکردید

صد باغبان رابی خانه کردید

خوان یتیمان غارت بکردید

حدود ساعت ۱۷:۳۰ عصر روز ( چهارشنبه )26 اردیبهشت 86 جنایت هولناکی توسط زابلیهای متجاوز رقم زد که مردم بلوچستان را غرق در عزا و ماتم کرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی و مشاهدات عینی گشت نیروی انتظامی با فرماندهی فردی زابلی با نام کشته گر روز چهارشنبه 26 اردیبهشت خودوری پژویی را که حامل یک خواهر و برادر بوده است ، تعقیب می کند.

پسر جوان راننده خودرو که فاقد گواهینامه بوده به علت نداشتن گواهینامه توقف نمی کند و از میدان پرستار به سمت بلوار برق به حرکت خود ادامه می دهد.

این نوجوان که الیاس سارانی نام دارد در حال بازگرداندن خواهر ۱۲ ساله اش که برای امتحانات راهنمایی به مدرسه اش رفته بود مورد تعقیب گشت نیروی انتظامی کلانتری ۱۹ قرار می گیرد.
راننده جوان پس از رسیدن به محل سکونت خود در بلوار برق از اتومبیل پیاده شده و تسلیم می شود اما افسر درجه دار زابلی به نام کشته گر به سمت اتومبیل تیراندازی می کند که در نتیجه خواهر راننده به نام رویا سارانی به شهادت می رسد.
 

و جنایت رژیم فراتر رفت و این قاتل جنایتکار کشته گر زابلی بدون هیچ گونه برخوردی تبرئه شد

کسانی که رویاها را به شهادت می رساندند باید منتظر کشته شدن خود و فرزندان خود می بودند

مادر رویاها هم داغدیده شد

پدر رویا بی رویا شد

درد رویا بر دل برادر و خواهرانش نشست

امروز هم روز انتقام است و باید درد ببینند کسانیکه این ملت را درد دادند

باید داغدار شوند کسانیکه مادران بلوچ را داغدار کردند و باید کشته شوند کسانی که براحتی می کشتند

 

مرکز اطلاع رساني فلسطين آورده است: 33 کودک طي پنج روز از تاريخ 27 فوريه تا 3 مارس گذشته در جريان نسل کشي فلسطينيان در نوار غزه کشته شدند. جنبش جهاني دفاع از کودکان در گزارش خود هم‌چنين اعلام کرد که در طول سال 2007 ، 55 کودک به دست نظاميان کشته شده اند. بر پايه‌ي اين گزارش، در طول سال گذشته هم‌چنين 345 کودک مجروح و 700 نفر بازداشت شدند.

اين گزارش مي افزايد که نظاميان در سال گذشته‌ي ميلادي از دست کم 4 کودک به عنوان سپر انساني استفاده کردند و 17 كودك در کرانه‌ي باختري به دست نیروهای امنیتی شهرک نشينان اسرائیل زخمي شدند. اين نهاد بين المللي در ادامه‌ي گزارش خود آورده است که کودکان ساکن نوار غزه از گذران زندگي به طور طبيعي محروم هستند و محاصره‌ي تحميلي عليه نوار غزه کودکان را از ابتدايي‌ترين حقوق آنان محروم کرده است، به طوري که کودکان از امکانات پزشکي و آموزشي و ورزشي مناسب برخوردار نيستند.

در بخشي ديگري از اين گزارش آمده است که زندگي کودکان در فلسطين به علت نبود حاکميت قانون و انتشار آزادانه‌ي سلاح در دست مردم و نيز جدي نبودن مقامات تشکيلات خودگردان در شناسايي عاملان قتل کودکان و نقض مکرر حقوق کودکان، در معرض نابودي قرار دارد.

گفتني است که جنبش جهاني دفاع از کودکان در سال 1979 به درخواست سازمان ملل براي حمايت از حقوق کودکان در ژنو تاسيس شد و سپس يکي از شاخه‌هاي اين جنبش در 1999 در فلسطين داير گرديد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 2:24  توسط سیاوش  |  یک نظر

سیاوش شهابی

حومه همدان، کارگاه کوزگری

کار در این کارگاهها خیلی سخت است، تمام وقت است و باید تمامی سال را در این کارگاهها کار کنیم. تازه حقوق کارگرای هم سن و سال من نصف بزرگترها است. آنها با ما قرارداد نمی بندن و حقوق را هم خودشان تعیین می کنن!

اینها حرفهای علیرضا نوجوان 13 ساله ای است که در یکی از کوزه گریهای همدان کار می کند. دوست کم سن و سالترش محمد، که حدودا 9 ساله به نظر می رسد و فشار کار او را نحیف و ضعیف تر کرده می افزاید: در اینجا باید زودتر از همه ساعت 5 صبح به کارگاه بیام و برای کارگرای بزرگتر صبحانه آماده کنم و ساعت 12 شب هم باید کارگاه را تمیز کنم! و در حالیکه با لکنت حرف می زند ادامه می دهد: اگر کم کاری از من ببینند هم حقوقم را کم می کنند و هم کتکم می زنند!

سارا نوجوان دیگری که در همین کارگاه کار می کند و در ساخت کوزه کمک می کند می گوید: این کارگاه نه نور دارد و نه هوا، نه دستگاه تهویه، هوا در زمستان اینجا خیلی سرد و در تابستان داغ می شود. کارفرما هم خیلی کم به اینجا می آید. به ازای ساختن هر کوزه یا گلدان 200 تومان می گیریم اگر در روز بتوانیم 5 تا گلدان یا کوزه درست کنیم روزانه 1000 تومان دستمزد می گیریم و باید از خانه هم غذا بیاوریم.

ادامه متن کامل...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 2:29  توسط سیاوش  |  نظر بدهید

کیوان جاوید

وقتی چندین سال قبل دوستی بر اثر تصادف جان باخت بخش کوتاهی از دیالوگ فیلم "شهر فرشتگان" را برای بازماندگانش تکرار کردم. "یک روز زندگی به عنوان انسان ارزشش را داشت".  ماجرای فیلم این است. فرشته های نامرئی در میان آدمیان حضور دارند و در مواقع خطر به آنها کمک می کنند. فرشته (نیکولاس کیج) عاشق زنی می شود و تصمیم می گیرد از "عالم ملکوت" دست کشیده "زندگی فانی" اما توام با احساس و عشق را شروع کند. پیش از انسان شدن، فرشته ما، نه گرما و سرما را حس می کند نه حس بویائی و چشائی موجودات زنده را دارد. در اولین روزی که انسان می شود زیر دوش آب گرم لذت می برد و عطر دلپذیر میو ه ها  سرمست اش می کند. اوج لذت وقتی است که اولین هم آغوشی را تجربه می کند اما معشوق فردای روز بعد در یک تصادف کشته می شود. وقتی یکی از یاران قدیمی فرشته بر "نیکولاس کیج" ظاهر می شوند، از او می پرسد آیا ارزشش را داشت که برای یک روز تجربه زندگی انسانی، زندگی جاودانه را از دست بدهی؟ فرشته سابق می گوید یک روز حس همه چیز و حس عمیق هم آغوشی و دوست داشتن. ارزشش را داشت.

دومیلیون کودک مورد تجاوز جنسی آیا می توانند همین یک جمله را تکرار کنند؟ بر مبنای بررسی های يونيسف در حال حاضر بيش از دو ميليون کودک و نوجوان که بين ۸ تا ۱۵ سال سن دارند در سراسر جهان مجبور به تن فروشی هستند. ساليانه بيش از دو ميليون نفر از کشوری به کشور ديگر سفر می کنند تا با کودکان و نوجوانان رابطه جنسی برقرار سازند. اين جهانگردی جنسی، بازاری بسيار پر منفعت را که حجم گردش پول در آن بيش از ۵ ميليارد دلار حدس زده می شود، به وجود آورده است.

اگر از این کودکان و نوجوانان پرسیده شود آیا ارزشش را دارد که بعنوان انسان بر این جهان پا گذاشته اید چه می شنوید. آیا می توانند بگویند آری؟ که بگویند یک روز همه خوشی ها را حس کرده ایم. گرمای دلپذیر آب  را حس کردیم و طعم خوش میو ه ها را چشیده ایم و خلاصه بعنوان انسان حتی یک روز از این زندگی لذت برده ایم؟

آمار یونسیف بی شک ناقص است. زندگی میلیونها کودک در اقصی نقاط جهان که قربانیان پنهان و حتی آشکار تجاوز جنسی اند را در بر نمی گیرد. این کودکان قربانیان قهر طبیعت نیستند. کسانی نیستند که در یک لحظه، زندگی زیبایشان به خاکستر تبدیل شده باشد. اینها کسانی اند که از روز تولدشان تا روز مرگشان اسیر وضع موجوداند. وقتی از کودک ٨ ساله ای بعنوان کالای جنسی استفاده می شود آیا نباید به این زندگی تف کرد و  به جنگ مسبب اصلی این حقارت و این ستم و تجاوز رفت؟

آیا سخت است مسببین این جنایت را باز شناخت؟ تجاوز به این کودکان فقط با همین آمار الکن ٥ میلیارد دلار سود نصیب کسانی کرده است که این "شغل" کثیف و ضد انسانی کسب و کارشان شده است. آیا آماری هست که لااقل بگوید ٥ میلیارد دلار خرج شده است تا با این تجاوز مبارزه  شود؟ آیا دنیایی که بر محور سرمایه و سود و استثمار می گردد می تواند دنیائی شایسته برای ما انسانها باشد؟ آیا همین یک قلم جنایت علیه انسانیت ما را به این  نمی رساند که کثافات جامعه سرمایه داری را باید بر سرش خراب کرد و جهانی بدون استثمار بنا کرد؟

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 15:34  توسط سیاوش  |  یک نظر

با یک نگاه ساده به پیرامون خود، می توان پی به یک حقیقت تلخ و تکان دهنده برد. این دنیا، این دنیای وارونه سرمایه داری که در آن هیچ چیز جز پول و سرمایه، ارزش و اهمیتی ندارد، این دنیای وارونه که در آن مذهب، جنگ و عقب افتاده ترین و ارتجاعی ترین افکار، ارزش است و پسمانده های تاریخ سلاطین بی چون چرای آن هستند، این دنیای وارونه که در آن کودکان، رباتهای آدمکش هستند، سپر جنایات مذهبیون و افراطیون منفعت طلب هستند، این دنیای وارنه که در آن جان و مال کودک ارزشی ندارد، دنیای کودک دوستی نیست!

هر روز اخبار زیادی از قتل و کشتار و ظلم و تجاوز به کودکان در نقاط مختلف دنیا منتشر می شود، از شرق دور تا غرب مهد دموکراسی حضرات، همه پر از ظلم و جنایت است. اين طرف دنيا كودكان به خاطر بي لياقتي مديران در سرما به خود مي لرزند و آن طرف دنيا كودكان به خاطر تخاصم دو قطب تروريستي دنياي امروز كشته مي شوند!…

به اين دور باطل بايد خاتمه داد. جنبش دفاع از كودكان بسيار گسترده و جهانى است، اين جنبش مى تواند با فشار بر دولتها بنفع كودكان كارى انجام دهد. مهم اما به زير سوال بردن نظم موجود و دنياى امروز كودكان است. فشار ما مدافعين حقوق كودك ميتواند بر تغيير اين شرايط موثر باشد!…

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 23:33  توسط سیاوش  |  نظر بدهید

بررسی ها نشان می دهد : مشاهده خشونت سلامت جسمی و روانی كودكان را به مخاطره می اندازد.

پژوهشگران دانشگاه پزشكی میشیگان پس از مصاحبه با مادران و معلمان 160 كودكی كه 65 درصد آنان در سنین 4 تا 6 سال ، دست كم یكبار شاهد خشونت بودند ، دریافتند : 90 درصد كودكانی كه شاهد رفتارهای خشونت آمیز بوده اند به بیماری های جسمی یا روانی مانند دیدن كابوس شبانه ، شب ادراری، مكیدن انگشت شست ، آلرژی ، آسم ، بیماری های گوارشی ، اضطراب و استرس دچار می شوند.

یافته های این بررسی بار دیگر لزوم توجه بیش از پیش والدین را به مراقبت از كودكان خردسالشان مشخص می كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 21:5  توسط سیاوش  |  نظر بدهید

به گزارش سرويس «اجتماعي» ايسنا يك روزنامه چاپ كابل به نقل از شيرزاد لطيف، كارشناس آموزش و مدير برنامه بهبود کيفيت آموزش بانک جهاني نوشت: از مجموع 11ميليون بي‌سواد افغان، تقريبا نيمي از آنها را کودکان بالاتر از سن هفت سال تشکيل مي‌دهند.

وي كه با خبرنگاران گفت‌وگو مي‌كرد، افزود: همه اين كودكان از تعليم و آموزش محروم مانده‌اند و اين امر مشکلات زيادي را در کيفيت و بهبود آموزش به وجود آورده است. وي تصريح کرد: با وجود دستاوردهاي بزرگ در راستاي آموزش شش ميليون کودک در مدارس افغانستان، هنوز هم چالش‌هاي بخش آموزش باقي مانده است. به گفته وي، افغانستان با کمبود وسيع مدير، معلم، دبير و کارمندان اداري و آموزشي در مدارس مواجه است.

گفتني است بانک جهاني اخيرا در سال 2008 ميلادي، 50 ميليون دلار را از طريق کمک‌هاي بلاعوض جهت افزايش دسترسي در عرصه آموزش ابتدايي، تامين فرصت‌هاي آموزشي و همچنين آموزش‌هاي حرفه‌اي در دومين برنامه بهبود کيفيت آموزش در افغانستان براي کودکان به ويژه دختران در نظر گرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 21:3  توسط سیاوش  |  نظر بدهید

براساس برآورد کارشناسان سازمان يونيسف، تعداد کودکان کار خياباني در ايران از 400 هزار تا يک ميليون نفر تخمين زده مي شود. به نوشته برنا اين در حالي است که مقامات رسمي کشور تعداد اين کودکان را در تهران 20 هزار و در کل کشور 200 هزار نفر برآورد کرده اند.

کار کودکان زير 15 سال در هر کارگاه و هر کسبي ممنوع است و به همين دليل هنوز آمار مشخص و دقيقي از تعداد کودکان کار در ايران وجود ندارد. اما بسياري از کارگاه ها و کارفرمايان کودکان را به دليل پرداخت دستمزد پايين تر به کار مي گيرند تا از اين راه سود بيشتري را به دست آورند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 21:0  توسط سیاوش  |  یک نظر

 

Poll: 100,000 Israeli children victims of sexual abuse

The recent poll of some 100,000 Israeli children being victimized and sexually abused is very alarming. It seems most parents in Jerusalem cannot protect their children from harm. If they can’t do it, who will? Parents should be held responsible about the welfare of their children.

Based on the polls, only a fraction of about 2.5 percent of 100,000 abused children cases in Israel was reported to the police. Such percentage was too small to consider the issue as a national concern if we would only rely on statistics. Some may even think of them as isolated cases.

Read the rest of this post »

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 22:1  توسط سیاوش  |  نظر بدهید